«مقام امنیتی» با کدامین فساد مبارزه کرده است؟!

مستند پنج قسمتی من و تو درباره پرویز ثابتی فرصتی مغتنم است تا نکات مهم و فراوانی در این‌باره مطرح شود و بر بخش‌هایی از حوزه پنهان تحت مسئولیت وی نور بتابد.

مستند پنج قسمتی من و تو درباره پرویز ثابتی فرصتی مغتنم است تا نکات مهم و فراوانی در این‌باره مطرح شود و بر بخش‌هایی از حوزه پنهان تحت مسئولیت وی نور بتابد.

جوان آنلاین: هر چند که سخنان پرویز ثابتی در مستند پنج قسمتی من و تو در میان جامعه ایرانی توجهی را برنینگیخت و نشان داد که دستکم در این باره مردم همچنان حافظه تاریخی خود را حفظ کرده‌اند، اما این رویداد فرصتی مغتنم فراهم کرد تا نکات مهم و فراوانی در این‌باره مطرح شود و بر بخش‌هایی از حوزه پنهان تحت مسئولیت وی نور بتابد. مقال پی آمده درصدد است تا با اشاره به پاره‌ای روایات و تحلیل‌ها در شفافیت بیشتر کارنامه «مقام امنیتی» داد سخن دهد. امید آنکه تاریخ پژوهان معاصر و عموم علاقه‌مندان را مفید و مقبول آید.

مقام پرست، متظاهر و بزرگ‌نما
یکی از محور‌هایی که پرویز ثابتی در بخش‌های اولیه مستند من و تو درباره آن سخن گفت، بیان خصال و ویژگی‌های فردی و اجتماعی حسین فردوست بود. جمع‌بندی مخاطب از این اظهارات، نگاه منفی «مقام امنیتی» به نامبرده بود. با این همه مروری بر اظهارات و خاطرات فردوست درباره ثابتی می‌تواند افقی جدید در برابر مخاطب محقق بگشاید و ویژگی‌های نامبرده را از منظر مقامی بالاتر بر همگان عیان سازد. قائم مقام سابق ساواک درباره چند و، چون جذب ثابتی به این نهاد چنین آورده است:
«زمانی که قائم‌مقام ساواک شدم، ثابتی یک جوان کمتر از ۳۰ سال و شغل او ریاست بخش مربوط به احزاب پنهانی بود. او را ندیدم تا زمانی که مقدم را به جای مصطفی امجدی، مدیرکل سوم کردم. ناصر مقدم مأموریت داشت که آثار سوء دوران امجدی را در اداره کل سوم رفع کند و به این سازمان نظم و تحرک ببخشد. قرار بر این بود که او بدون توجه به بندوبست‌ها و سفارش‌ها، جوانان با استعداد را تشویق کند و بالا بکشد و به آن‌ها میدان جولان بدهد تا اداره کل سوم آن چیزی شود که باید باشد. روزی مقدم گفت تعدادی پرسنل در اداره کل سوم شناسایی کرده‌ام که بسیار لایق هستند. اگر هر چند وقت یکبار یکی از آن‌ها را احضار کنید ولو برای صحبت‌های متفرقه، موجبات تشویق آن‌ها فراهم می‌آید، زیرا خیلی علاقه دارند که شما را ببینند!… اسامی را به خاطر دارم. اول ثابتی را گفت سپس عطارپور و بعد فرنژاد. به مقدم گفتم هر موقع خواستند مرا ببینند مختارند، به منشی من اطلاع دهند و بلافاصله فرد متقاضی احضار خواهد شد! این چند نفر بین خود نوبت گذارده بودند، به طوری که حدوداً هر دو هفته یکبار یکی از آن‌ها را می‌دیدم. پس از چند جلسه برداشت من از ثابتی این بود که بسیار مقام‌پرست و متظاهر است. دارای هوش خوب – و نه بیشتر- است، ولی قوه بیان خیلی خوبی دارد. در مجموع کارمند خوبی به شمار می‌رفت، ولی به علت آن قدرت بیان و تظاهر خود را بیش از آن چیزی که بود نشان می‌داد. این رفتار قطعاً در من اثری نداشت، ولی در دیگران مانند مقدم و نصیری، مسلماً بی‌اثر نبود. دروغ و راست را مخلوط می‌کرد تا میزان فعالیت و موفقیت خود را دو سه برابر واقع جلوه دهد. آرام و مسلط بر اعصاب خود بود. ساختمان فکری‌اش طوری بود که همیشه به او خوش می‌گذشت. از خود انتقاد نمی‌کرد و خیلی از خودراضی بود. حال آنکه عطارپور و جوان در کار خود جدی‌تر و علاقه‌مندتر بودند و متظاهر هم نبودند. بدون تظاهر مشخص بود که قدرت فکری آن دو بیش از ثابتی است و ضمناً می‌توانند کاملاً مورد اعتماد واقع شوند، حال آنکه ثابتی به هیچ‌وجه نمی‌توانست اعتماد مرا جلب کند و به نظر من او برای کار اطلاعاتی ساخته نشده بود و بیشتر به درد کار سیاسی می‌خورد….»

                    – بیشتر بخوانید:

                          + پرویز ثابتی کیست؟

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *