در دهههای گذشته، ابزارهای مختلفی برای تامین مالی بنگاهها در ایران توسعه یافتهاند که هر کدام مزایا و محدودیتهای خود را دارند. اوراق تجاری و گواهی سپرده شرکتی از جمله مهمترین ابزارهای کوتاهمدت هستند که هدف آنها تامین منابع مالی فوری برای شرکتها بود. این ابزارها به ویژه برای بنگاههایی که اعتبار و سابقه مالی مناسبی دارند، کارآمد هستند، اما محدودیتهای متعدددی دارند. بسیاری از بنگاههای کوچک به دلیل اعتبار پایین یا نبود سابقه مالی شفاف، قادر به استفاده از این ابزارها نیستند. از طرفی نرخ سود موثر اوراق تجاری و تسهیلات کوتاهمدت اغلب بالاتر از حد اسمی است و فشار مالی بر شرکتها را افزایش میدهد و از همه مهمتر اینکه در شرایط تورمی یا نوسانات اقتصادی، فروش اوراق یا نقد کردن گواهیهای سپرده دشوار میشود. با توجه به این محدودیتها، ضرورت طراحی ابزارهایی که بتوانند تمام زنجیره تامین را مد نظر قرار دهند و ریسک را بین بازیگران تقسیم کنند، بیش از پیش احساس شد. همین نیاز زمینهساز ظهور مدل تامین مالی زنجیرهای شد.
تامین مالی زنجیرهای رویکردی است که کل زنجیره تامین یک محصول یا خدمت را به عنوان یک شبکه مالی یکپارچه در نظر میگیرد. در این مدل، بانکها یا نهادهای مالی، جریان واقعی کالا و خدمات، فاکتورها و سفارشها را مبنای ارائه منابع مالی قرار میدهند که با تقسیم ریسک بین بازیگران زنجیره نرخهای بهره پایینتر و دسترسی به منابع مالی آسانتر خواهد شد. نکته جالب آنکه حتی بنگاههای کوچک و تازهتاسیس میتوانند با پشتوانه سفارشهای خریداران بزرگ، منابع مالی دریافت کنند. این موضوع به ویژه برای SMEs که سابقه مالی کوتاهی دارند و امکان دریافت وام مستقیم ندارند، اهمیت حیاتی دارد.
