مسیح علوی، فعال حوزه رمزارز در یادداشتی برای پیوست به موضوع ممنوعیت و محدودیت در استفاده از ابزارهای بازار انرژی برای ماینینگ با وجود صنعت شناخته شدن این فعالیت پرداخته است. او در این باره نوشته است:
ایران بهعنوان دومین دارنده ذخایر گاز طبیعی در جهان، پارادوکس عجیبی را تجربه میکند، صنعتی که به صورت رسمی به رسمیت شناخته شده و دارای آییننامه و تعرفه مشخص است، یعنی صنعت استخراج رمزارز، عملاً از ابتداییترین حقوق خود در بازار انرژی محروم مانده است. این صنعت نه تنها بالاترین تعرفه گاز را در کشور پرداخت میکند (معادل نرخ صادراتی با تسعیر نیمایی) بلکه حتی اجازه استفاده از ابزارهایی همچون گواهی صرفهجویی را ندارد. نتیجه این سیاستگذاری ناعادلانه روشن است، در حالی که صنایع بزرگی چون فولاد، پتروشیمی و سرامیک با تعرفههای پایینتر از مزایا و حمایتهای بازار انرژی بهرهمند میشوند، استخراج رمزارز با وجود پرداخت بیشترین هزینه، از این مزایا محروم مانده و این تبعیض، فعالان را به سمت زیرزمینی شدن سوق داده است.
پاسخهای رسمی شرکت ملی گاز ایران به پرسشهای مطرحشده درباره گواهی صرفهجویی، نشاندهنده همین تناقض آشکار است. از یک طرف، این صنعت در آییننامههای رسمی قانونی دانسته میشود؛ از طرف دیگر، اعمال گواهی صرفهجویی برای آن “فاقد توجیه” و حتی “ممنوع” قلمداد میگردد. پرسش سادهای که مطرح میشود این است، چگونه ممکن است فعالیتی قانونی باشد، اما حق استفاده از ابزارهای اساسی بازار انرژی را نداشته باشد؟ مگر نه اینکه هدف بازار صرفهجویی، مدیریت ناترازی انرژی و انتقال منابع به مصرفکنندگان با بیشترین نرخ است؟ پس چرا استخراج رمزارز که بالاترین تعرفه را میپردازد و هیچگونه تسهیلات دولتی نگرفته، از این چرخه حذف میشود؟
