محمدعلی از همان کلاس اول دبستان، بسیار منظم و دقیق بود. وقتی برای نوشتن مشق تشویقش میکردیم، همیشه با خطی زیبا بالای صفحه مینوشت «بسم الله الرحمن الرحیم» و چند گل معنادار دور صفحه میکشید. دفترهایش آنقدر تمیز و نقاشیهایش زیبا بود که ما سالها آنها را به یادگار نگه داشتیم. معلمانش نیز همواره از نظم و دقت او تمجید میکردند
جوان آنلاین: من ناهید قشقاییداوودی، کارمند بازنشسته هواپیمایی هستم. مادر دو پسر که فرزند اولم، محمدعلی در ۱۲ مهر سال ۱۳۶۷ به دنیا آمد و در ۲۵ خرداد سال ۱۴۰۴ در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه به شهادت رسید. روایت مادر شهید محمدعلی حسینیدوست را از سبک زندگی فرزندش پیش رو داریم.
هدیهای که معجزه بود
خدا سال ۶۷ لطف و معجزه خود را با تولد محمدعلی به ما نشان داد. ما سه‑چهار سال در انتظار فرزند بودیم که متأسفانه بارداریهایمان به سرانجام نمیرسید. در آن روزهای سخت جنگ، تنها دلخوشی ما دعا و توسل بود. سرانجام در روزهای پایانی جنگ که تهران به شدت تحت موشکباران قرار داشت و صدای انفجارها در شهر میپیچید، من دوران بارداریام را گذراندم. تولد محمدعلی در مهر سال ۶۷ هدیهای بود که خداوند در اوج سختیها به ما داد و نور امید به خانهمان آورد. از همان ابتدا بهخاطر شرایط جسمانی من در دوران بارداری، مراقبتها در خانه و طبق نظر پزشک انجام میشد. اطرافیان میگفتند که بهتر است به شهرستان یا جایی امنتر برویم و حتی پیشنهاد میکردند مدتی را در خانه اقوام بگذرانیم یا جایی اجاره کنیم تا در امان باشیم، اما من احساس میکردم اگر خدا بخواهد، خودش نگهدار ماست و نباید از ترس، از هر چیزی فرار کنیم. مدتی هم به اصرار داییام که خانهشان در اطراف تهران بود، چند روزی میهمان آنها شدیم، اما بعد از مدتی تصمیم گرفتم به خانه خودمان برگردیم. با خودم میگفتم آنچه مقدر شده، همان رخ میدهد. بر این باور بودم که «وَلَا یؤو حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ» نهایتاً جنگ به پایان رسید و محمدعلی من به دنیا آمد.
همرزم چمران
