پلتفرمهای اجتماعی، رابطه میان برند و مخاطب را از مسیرهای یکطرفه خارج کردند و مخاطب را صرفا از حالت دریافتکننده پیام به مرجع اصلی تفسیر، قضاوت و حتی بازتعریف برندها تبدیل کردهاند، مسیری که در چند ماه اخیر دستخوش تغییر شده است، از محدودیت دسترسی به اینترنت جهانی و دگرگونی در الگوهای ارتباطی مردم با برندها و حتی با یکدیگر گرفته تا بازآرایی جریان خبری رسانهها و تمرکز آنها در پلتفرمهای داخلی، همهچیز شکل تازهای از زیست ارتباطی را ساخته است. زیستی که در آن روابط عمومی ناچار است دوباره خودش را با زمین بازی جدید تطبیق دهد.
در چنین فضایی، روابط عمومی دیگر آن تصویر کلاسیک و از پیشطراحیشده نیست، تصویری که در آن محتواهای تولیدشده بهصورت انبوه برای رسانهها ارسال میشد و یا کارکرد رسانه صرفاً در خدمت کمپینهای تبلیغاتی بود. بدیهی است آن مدل از روابط عمومی در شرایطی که ابهام بر زندگی مردم سایه انداخته و مخاطبی را شکل داده که امروز حساستر، دقیقتر و نیاز به صدایی شفافتر از همیشه دارد، دیگر کارکرد پیشین خود را از دست داده است.
روابط عمومی امروز بیش از هر زمان دیگری به «حفظ ارتباط و شفافیت» متکی است، حفظ ارتباط و شفافیت با رسانهها و مخاطب، در دل زمین بازی جدیدی که مدام در حال تغییر است. دیگر مسئله فقط گفتن نیست، مسئله این است که چه چیزی را در چه زمان و از چه مسیری باید گفت تا شنیده شود.
در نهایت، اعتمادی که در طول زمان ساخته میشود و در لحظههای بحران یا تقویت میشود یا بهسادگی فرومیریزد. و شاید به همین دلیل است که امروز بیش از هر زمان دیگری نام برندها نه با تبلیغات بلکه با توانایی آنها در «حفظ گفتوگو» زنده میماند.
