
کیانوش رضایی*
گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز- در سپهر ادبیات پایداری ایران، نام «حمید حسام» فراتر از یک نویسندهی صرف، به مثابه یک «راوی امین» شناخته میشود. او با آثاری نظیر «وقتی مهتاب گم شد»، «خداحافظ سالار»، «مهاجر سرزمین آفتاب» و… ثابت کرده است که در ترسیم پرترههای انسانی از قهرمانان عصرِ جنگ، تبحری کمنظیر دارد. حسام، همسنگر دیروز شهداست؛ کسی که غبار جبههها بر جانش نشسته و زبان روایت آن حماسهها را بهخوبی میشناسد. اما وقتی چنین نویسندهی چیرهدستی، کولهبار خاطرات جنگ را زمین میگذارد و قلم را برای نگارش یک «سفرنامه» به مقصد عظیم اربعین برمیدارد، مخاطب توقع دارد با متنی مواجه شود که همان دقت، عمق و درگیری عاطفی آثار پیشین را داشته باشد. با این حال، کتاب «خس بیسروپا» نشان میدهد که میان «توانمندی در روایت حماسه» و «مهارت در نوشتن سفرنامه»، فاصلهای است که گاه حتی بزرگان ادبیات نیز در پر کردن آن دچار لغزش میشوند.
