متن عارفانه عاشقانه زیبا _ متن هایی که باید یک بار در زندگی بخوانید

زمستان سردی بود غذا پیدا نمیشد تا پرنده به جوجه های خود بدهد ناچار از گوشت تن خود میکند به جوجه ها میداد وقتی زمستان تمام شد که دیگر پرنده مرده بود جوجه ها بهم میگفتند: خوب شد مرد خسته شدیم از بس غذای تکراری خوردیم.

زمستان سردی بود غذا پیدا نمیشد تا پرنده به جوجه های خود بدهد ناچار از گوشت تن خود میکند به جوجه ها میداد وقتی زمستان تمام شد که دیگر پرنده مرده بود جوجه ها بهم میگفتند: خوب شد مرد خسته شدیم از بس غذای تکراری خوردیم.

این است رسم روزگارما…

منبع  : سوری فان

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *