ایران در سالهای اخیر به یکی از بازیگران مهم تولید علم هوش مصنوعی در منطقه تبدیل شده است. دانشگاهها هر سال هزاران مقاله در این حوزه منتشر میکنند، متخصصان ایرانی در پروژههای بینالمللی حضور دارند و سهم کشور از تولید دانش جهانی هوش مصنوعی قابل توجه است. اما همزمان با رشد این ظرفیت علمی، استفاده اقتصادی و صنعتی از هوش مصنوعی در ایران با موانع متعددی روبهرو شده است؛ موانعی که باعث شده فاصله میان «تولید دانش» و «خلق ارزش اقتصادی» روزبهروز بیشتر شود.
به گزارش پیوست، ایران امروز با یک پارادوکس جدی در حوزه هوش مصنوعی مواجه است. از یک سو بر اساس گزارشهای بینالمللی، ایران در میان ۱۵ کشور برتر جهان از نظر تولید علم هوش مصنوعی قرار دارد و یکی از بازیگران اصلی این حوزه در خاورمیانه محسوب میشود. از سوی دیگر، میزان استفاده واقعی از فناوریهای هوش مصنوعی در کسبوکارها و محیطهای کاری کشور همچنان پایین است. دادههای «شاخص هوش مصنوعی ایران ۱۴۰۳» نشان میدهد تنها حدود ۱۶.۹ درصد کسبوکارهای ایرانی از حداقل یک فناوری هوش مصنوعی استفاده میکنند و سهم استفاده مستمر از این ابزارها در میان نیروی کار نیز حدود ۱۲.۶ درصد برآورد شده است. شکافی که نشان میدهد تولید دانش لزوماً به معنای بهرهبرداری اقتصادی از آن نیست.
ریشه این فاصله را باید در زیرساختها جستوجو کرد. برخلاف بسیاری از فناوریهای گذشته، هوش مصنوعی در محیطی ایزوله رشد نمیکند. توسعه و استفاده از مدلهای هوش مصنوعی به اینترنت پایدار، دسترسی به سرویسهای ابری، توان پردازشی، داده و ارتباط مستمر با اکوسیستم جهانی فناوری وابسته است. در شرایطی که دسترسی به بسیاری از سرویسهای بینالمللی محدود شده، پرداختهای ارزی با دشواری انجام میشود و زیرساخت پردازشی کشور فاصله محسوسی با کشورهای پیشرو دارد، هزینه استفاده از هوش مصنوعی نیز افزایش پیدا میکند. نتیجه این وضعیت آن است که بخشی از ظرفیت علمی کشور امکان تبدیل شدن به محصول، کسبوکار یا نوآوری اقتصادی را پیدا نمیکند.
