در ماههای اخیر کمتر موضوعی در حوزه فناوری به اندازه اینترنت پرو بحث و جدل به راه انداخته است. موافقان از ضرورت حفظ بخشی از اقتصاد دیجیتال تحت شرایط موجود میگویند و مخالفان آن را نمادی از اینترنت طبقاتی میدانند. اما در میان همه این بحثها، یک پرسش مهم کمتر مطرح شده است. اگر مساله اصلی نابرابری دیجیتال است، چرا پروندههایی مانند مقابله با پدوفیلی، پانزیها، نشت دادهها کمتر دیده میشوند؟ چرا آموزش آنلاین، سواد دیجیتال، تجارت اجتماعی، پروژههای ملی و بومی که سالها از منابع عمومی استفاده کردهاند، پیامرسانهای داخلی و فرصتهای از دسترفته اقتصاد دیجیتال هیچگاه به اندازه اینترنت پرو به موضوع مطالبه عمومی تبدیل نشدهاند؟
به گزارش پیوست، وقتی بحث اینترنت پرو وارد فضای عمومی شد، واکنشها فقط درباره یک سرویس ارتباطی نبود حتی عدهای آن را «مرز باریک شرافت» نامیدند. اما همه نابرابریها چنین تصویر سادهای ندارند. بعضی از آنها در کلاس درس اتفاق میافتند، بعضی در حساب بانکی کاربران، بعضی در دادههای نشتکرده، بعضی در پروژههای ملی بیسرانجام و بعضی در فرصتهایی که ایرانیان هیچگاه برای ورود به آنها شانس برابر پیدا نکردهاند.
اینترنت پرو برای نخستین بار پس از مدتها توانست حساسیتی عمومی نسبت به مفهوم نابرابری دیجیتال ایجاد کند. این نابرابری پیچیده نبود و نیازی به توضیح فنی طولانی نداشت، یک گروه به سطحی از دسترسی میرسید و گروهی دیگر نمیرسید. چنین تصویری بهراحتی در رسانهها، شبکههای اجتماعی و گفتوگوهای عمومی مینشیند. اما زیر سطح این مطالبه، پروندههای بزرگتری قرار دارند: امنیت کودکان، آموزش آنلاین، نشت دادههای شهروندان، کلاهبرداریهای دیجیتال، پانزیها، اقتصاد محتوا، فریلنسری جهانی، دسترسیهای نابرابر و پروژههای ملی فناوری که سالها بودجه و حمایت گرفتهاند اما کمتر پاسخگو بودهاند.
