تصور کنید قهرمانی با شمشیر سامورایی اما در لباسهای باستانی ایرانی میجنگد، یا جادوگری که به جای ورد خواندن به ژاپنی، از طلسمهای هزار و یک شب استفاده میکند. این جادوی ترکیب دو دنیای متفاوت است: دنیای پر از رنگ و تخیل انیمه ژاپنی و دنیای پر از رمز و راز و تاریخ خاورمیانه.
برای دههها، خاورمیانه در ذهن انیمهسازان ژاپنی سرزمینی رویایی بود؛ جایی پر از شنهای روان، غولهای چراغ جادو و گنجهای پنهان. در سالهای دور (دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی)، ژاپنیها با نگاهی توریستی و گاهی فانتزی به سراغ داستانهایی مثل سندباد و علاءالدین میرفتند. اما هر چه گذشت، این نگاه عمیقتر و پختهتر شد. انیمههای امروزی دیگر فقط دنبال قالیچه پرنده نیستند؛ آنها تاریخ پیچیده ایران باستان، سیاستهای امپراتوری عثمانی و حتی فلسفههای عمیق اسلامی را دستمایه خلق شاهکارهایی کردهاند که مخاطب را میخکوب میکند.
