اگر مرد جوانی در کوچه یا بازار دختری را میدید، با پوشش آن روزگار نمیدانست که او کیست و ظاهرش چگونه است که بخواهد عاشق شود. با تمام این شرایط بالاخره امکان آن وجود داشت که پسری دختر جوانی را ببیند و یک دل نه صد دل عاشق او شود
اگر مرد جوانی در کوچه یا بازار دختری را میدید، با پوشش آن روزگار نمیدانست که او کیست و ظاهرش چگونه است که بخواهد عاشق شود. با تمام این شرایط بالاخره امکان آن وجود داشت که پسری دختر جوانی را ببیند و یک دل نه صد دل عاشق او شود
سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-محمد محمودهاشمی – استاد تاریخ؛ روزگار قدیم در ایران سنتی زندگی مردم در شهر، روستا و ایل ویژگیهای خاص خود را داشت. در فضای فرهنگی ایل زن و مرد هر کدام وظیفهای مشخص بر عهده داشتند و زنان محدودیتی در فضای بیرون از خانواده نداشتند، در حالی که عفت و پاکدامنی زنان و مردان در قبیله بینظیر بود. خانواده پسران جوان بر اساس سنت قبیلهای از دایره خویشاوندان همسری را برای فرزندشان برمیگزیدند و البته وضعیت اجتماعی ایل به گونهای بود که پسران و دختران قبل از خواستگاری یکدیگر را دیده بودند و تا حدودی از آیندهای که در زندگی مشترک پیش رو داشتند، آگاه بودند.