«امین یادها»؛ بازنشر بخش خاطرات ویژه‌نامه «ارغنون دل» چاپ شده در ۷ فروردین ۱۳۷۲

تقارن عیدین و فیض دیدار مقام معظم رهبری، برای مردم مشهد موجب شد که رؤیای خاطره‌نامه‌ای – هر چند به اشارت و مختصر- به تأویل نشیند و یاد نگاره حاضر، در پیشدید قرار گیرد.

۲۹ مرداد ۱۴۰۵ – ۱۱:۲۵

تقارن عیدین و فیض دیدار مقام معظم رهبری، برای مردم مشهد موجب شد که رؤیای خاطره‌نامه‌ای – هر چند به اشارت و مختصر- به تأویل نشیند و یاد نگاره حاضر، در پیشدید قرار گیرد.

«امین یادها»؛ بازنشر بخش خاطرات ویژه‌نامه «ارغنون دل» چاپ شده در ۷ فروردین ۱۳۷۲

صد البته نه مجال و فرصت آن بود که تمامی خاطره‌داران به روایت بنشینند و نه آنکه تمامی خاطرات خاطره‌گویان رسم گردد. با این اعتذار اولیه از هر دو گروه و پوزش مضاعف از مقام معظم رهبری در کاستی‌های ره یافته در این وجیزه، روایت ذیل را تقدیم می‌داریم و اذعان و اعتراف خویش را پیشاپیش عرضه می‌کنیم که:… حکایت همچنان باقی است.

سالیان غربت ستارگان بود. کبوتران قاصد، گلبرگ‌های خونین را بر تن خسته و مصلوب ماه آویختند. گلدان‌های انتظار، از فراق گل‌های افتخار اشک ریختند. گاهواره کودکان سحر در کمند اعماق عمق شب ضجه زدند. آینه‌های زندگی در برابر طوفان ابتلا محو شدند. ابرهای یأس افق دیدگان را تیره و تار کردند.

سالیان سختی بود. چشمه خورشید را به هجرت واداشتند، بانگ اذان را از مأذنه‌ها برداشتند. مردار مغربی را مائده حیات انگاشتند. دیوان را جامه فرشتگان پوشاندند. دارها ساختند و خون‌ها ریختند.

سالیان تاریکی و پلشتی بود. بال‌های شرافت را شکستند. خیال پرواز را در ذهن کشتند. کفش‌های سفر را گم و گور کردند. مروارید جاودانگی را از صدف آدمی برون آوردند و با پوسته آن، گلدان خالی را آذین بستند.

در این شب‌های دیجور، شباهنگان بیداری صبوری کردند و دلیری نشان دادند. مهر خورشید را در جان نگاه‌داشتند و سرود سپیده را با نی‌لبک عشق خواندند. در سایه وهمگون ابر یأس نخفتند. در کمند برق‌آسای حیرت نیفتادند. در روزگار فتنه و ابتلا به لغزش و ارتداد رو نیاوردند. در ازای دو قرص نان، شرافت خویش را حراج نکردند. آنان بودند که طلسم وحشت را شکستند، افسون دیوان را بی‌اعتبار کردند و عزت و کرامت را بدین ملت بازگرداندند.

مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، از این نوادرند. کوچه‌ها و خیابان‌های شهر شهادت از خاطرات سالیان صبر و شکیب ایشان سرشار گشته‌اند. مساجد و معابد این شهر و دیار از قطرات جویبار نرمسار کلام او هنوز آغشته‌اند، درختان سرسبز و قامت افراشته شهرمان، با عطر آشنایی او آمیخته‌اند. به‌راستی دیری نیست که فیض حضور مستمر او را از کف داده‌اند، اما بدان دلخوش‌اند که هر چند گاهی، مهتاب نگاهش را در رواق آفتاب رضوی دیده‌اند.

به پاس حرمت سالیان انس و ارادت و به قصد تکمیل اوراق نامکتوب دفتر خاطرات نهضت، نگاهی به روزگاران حضور و اقامت ایشان در مشهد رضوی صورت می‌گیرد. گرچه گاه و بیگاه، خاطرات همشهریان پر گشوده است و آفاق دیگر را نیز دربرگرفته است. این مجموعه، آغازه یک راه بی‌پایان است. با این امید که دیگران به خاطرات گرانسنگ و ارجمند دیگری دست یابند، با دیدی والاتر به تفسیر نشینند و با بیان و قلمی رساتر، آن را به تصویر کشانند.

منبع  : قدس آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *