روستا همیشه فقط مجموعهای از خانهها در میان دشت و کوه نبوده است؛ جایی است که زندگی با زمین، فصلها و دستهای مردم معنا پیدا میکند.
روستا همیشه فقط مجموعهای از خانهها در میان دشت و کوه نبوده است؛ جایی است که زندگی با زمین، فصلها و دستهای مردم معنا پیدا میکند. سالها اقتصاد روستا بر پایه همان زمینهای کوچک، دامها، کارگاههای خانگی و بازارهای نزدیک میچرخید و بسیاری از تولیدکنندگان، برای رساندن محصول خود به مشتری، ناچار بودند به واسطهها و بازارهای محدود محلی تکیه کنند. اما امروز، در دل همان روستاهایی که زمانی فاصلهشان با شهر و بازار، بخشی از سرنوشت اقتصادیشان را تعیین میکرد، پنجرهای تازه به جهان گشوده شده است؛ پنجرهای به نام فناوری.
جادهها کوتاهتر شدهاند، اینترنت فاصلهها را کم کرده و تلفن همراه، بازار و اطلاعات را تا کنار زمینهای کشاورزی و خانههای روستایی آورده است. دیگر روستا الزاماً نقطهای دورافتاده و جدا از جریانهای اقتصادی نیست؛ یک محصول میتواند از دل یک روستا راهی بازاری در شهری دور شود و یک جوان روستایی بدون ترک زادگاهش به کسبوکاری در دنیای دیجیتال فکر کند.
با این حال، هنوز میان ظرفیتهای تازه فناوری و واقعیت زندگی در روستا فاصلههایی وجود دارد؛ فاصلههایی که از نبود زیرساخت و آموزش تا ضعف سرمایه و تداوم ساختارهای سنتی امتداد پیدا میکنند. همین جاست که پرسش اصلی شکل میگیرد: آیا فناوری واقعاً توانسته اقتصاد روستا را دگرگون کند یا هنوز بخش بزرگی از روستاها در میان گذشته و آینده در حال عبورند؟ در همین زمینه و برای بررسی تأثیر فناوریهای نوین، اینترنت و هوش مصنوعی بر اقتصاد روستاها، تغییر الگوی اشتغال و تولید، موانع توسعه اقتصاد دیجیتال و آینده روستاها با دکتر حمدالله سجاسی قیداری، استاد گروه جغرافیای دانشگاه فردوسی مشهد به گفتوگو نشستیم.

