سریال «بدنام» را میتوان یکی از ضعیفترین تولیدات اخیر نمایش خانگی به شمار آورد؛ اثری که با وجود برخورداری از نامهای شناختهشده و فرمولی امتحان پسداده برای جذب مخاطب، در فیلمنامه، شخصیتپردازی و اجرا با ضعفهای آشکاری روبهرو است.
سریال «بدنام» را میتوان یکی از ضعیفترین تولیدات اخیر نمایش خانگی به شمار آورد؛ اثری که با وجود برخورداری از نامهای شناختهشده و فرمولی امتحان پسداده برای جذب مخاطب، در فیلمنامه، شخصیتپردازی و اجرا با ضعفهای آشکاری روبهرو است.نکته قابل توجه اما اینجاست که «بدنام» به تهیهکنندگی، نویسندگی و طراحی حامد عنقا و کارگردانی احسان سجادی حسینی با وجود این ضعفها، یکی از پربینندهترین سریالهای نمایش خانگی بوده است. براساس آماری که مرکز تحلیل اجتماعی مرکز رشد دانشگاه امام صادق(ع) از نتایج نظرسنجی تیرماه ۱۴۰۵ درباره میزان مخاطب تلویزیون و شبکه نمایش خانگی منتشر کرده، «بدنام» با ۱۷درصد مخاطب در صدر تولیدات نمایش خانگی قرار داشته است.اما پربیننده بودن الزاماً به معنای باکیفیت بودن نیست. «اقتصاد توجه» در فضای پلتفرمی دقیقاً بر همین تناقض بنا شده است. اثری که کنجکاوی، شوک، خشم، جنجال، دعوا یا پایان تعلیقی ایجاد کند، طبیعتاً شانس بیشتری برای دیده شدن و بازنشر دارد. حتی ممکن است مخاطب اثری را ببیند تا درباره بد بودنش حرف بزند! در چنین شرایطی، میزان بازدید بهتنهایی نمیتواند معیار رضایت یا کیفیت هنری باشد.«بدنام» در ایجاد توجه و نگه داشتن مخاطب برای تماشای ادامه قصه، موفق است اما این موفقیت را نباید با موفقیت روایی یا هنری یکی دانست. یک اثر ضعیف میتواند بسیار دیده شود و یک اثر ارزشمند، مخاطبی محدود داشته باشد. تاریخ سینما و تلویزیون نیز نمونههای فراوانی از هر دو وضعیت دارد.
