
پیترو پالادینی و برادرش کارلو، طراح مد، دو زن را از غرق شدن نجات می دهند. در همان زمان همسر پیترو به طور غیر منتظره در خانه می میرد. پس از تشییع جنازه، پیترو در یک وضعیت آشوب آرام قرار می گیرد که با گذراندن زمان زیادی با دخترش کلودیا مشخص می شود. پیترو به سرکار نرفته و روزهایش را در پارکی که روبروی مدرسه دخترش است به انتظار می گذراند. در تمام مدت، مرد بیوه از بیرون بسیار آرام می ماند و نقطه کانونی خواهر همسرش مارتا (والریا گولینو)، برادرش و همکارانش است که تحت تاثیر ادغام گروهش قرار گرفته اند. این تولد دوباره مردی است که زمانی مدیری سرسخت بود.
