
به گزارش مجله خبری نگار، هرچند دقیقه یکبار صدایی محزون در بلندگو میخواند: «بازماندگان مرحوم / مرحومه…» بعد جنازه کفنپوش است که یکی پس از دیگری با برانکارد چرخدار از غسالخانه که حالا تطهیرخانه نام گرفته، خارج میشود. بازماندگان و بستگان گرداگرد برانکارد حلقهزنان بر سر و صورت میکوبند و برخیشان که نسبت نزدیکتری با متوفی دارند، اشک امانشان نمیدهد. اما بعضی دیگر که در آن حلقه هوشیارترند به توصیه مسئولان سالن عروجیان بهشت زهرا (س)، با برانکارد چرخدار جنازه کفنپوش را کمی آن طرفتر، سوی پایانه آمبولانسهای حمل فوتشدگان میکشند تا رانندگانشان، متوفی و متوفیان را به خانههای ابدیبرسانند. آری، این قصه رانندگان آمبولانسها یا خودروهایی است که حاملان جنازه و نعش هستند؛ رانندگانی که با وجود همه مشکلات صنفی و اجتماعی از بیمههای درمانی و شغلی نیمبند، حقوق حداقلی در برابر سختیهای حداکثری کارشان تا تحقیر و تمسخر خواندنشان با عنوان «نعشکش»، صبورانه و همدلانه آنهم در نخستین لحظاتی که مرگ روی عزیزان مردم را بوسیده، کنارشان هستند.
