
به گزارش مجله خبری نگار، اغلب اوقات چنین است که درنظر بهنام همه آن ١٠ هزار زالوی شاهلارو و مولد که هر کدامشان در فضای آب گرفته ظروف شیشهای یک شکل و یک اندازه و چیده شده روی قفسههای فلزی زنگزده فارم (محلی با تجهیزات ویژه برای پرورش زالو) به هر سو وول میخورند یک طرف قرار دارند و آن یک نخ زالوی ٣٠ سانتیمتری سبز و گوشتخوار که حدود ٢سال پیش از بازار ممنوعه حیوانفروشی حاشیه بزرگراه آزادگان تهران خریده و نامش را گذاشته «زبلخان»، طرف دیگر قرار دارد؛ دلبری خزنده که گویی قر و غمزههای خرامانش مانع از توجه بهنام به آن هزاران زالوی ریزی است که با زحمت فراوان، بزرگترینشان بعد از ٣ بار تغذیه از خونهای استریل دامی و قرنطینههای سفت و سخت به ۵ تا ٢٠ سانتیمتر میرسد تا بالاخره بعد از تکثیر، پرورش و فروششان رزق و روزی بهنام و خانوادهاش حاصل آید. او خود این مهم را میداند و حتی این مهمتر را نیز دریافته که اگر نبود خرید و مراقبت از زبلخان، هرگز ایده راهاندازی کسبوکار خانگی پرورش زالوهای طبی و آرایشی در سرش قوت نمیگرفت و او را نمیکشاند به بازار برای خرید وان، سطل، پمپ آب، دماسنج و رطوبتسنج و ملزومات دیگر. حالا او یکی از پرورشدهندگان زالوست که کسبوکار خانگیاش را در زیرزمین تاریک و نمور خانه پدریاش دنبال میکند؛ کسبوکاری متفاوت که ابعاد مختلفی از نحوه پرورش، قیمتهای میلیونی، مصارف سنتی و لاکچری و تولید محصولاتی جانبی از برش دارد.
