رضا پهلوی در حالی خود را نماینده مردم ایران معرفی میکند که در کمپینی که سال گذشته برای اعتباربخشی به او انجام شده بود، افراد و گروههای زیادی را در خارج و داخل کشور خریداری کرده بود تا از او حمایت کنند و با چندین بار نامنویسی در این پویش، خود را پرطرفدار و نماینده مردم در داخل کشور نشان داد، اما در نهایت با همه این تلاشها، تنها ۵۰۴هزار نفر در این کمپین مشارکت کردند!
جوان آنلاین: شاید بتوان سخن را از این نقطه آغاز کرد که در دوره پهلوی دوم، شاه همواره سیاستی دوگانه را در قبال رژیم اشغالگر قدس در پیش میگرفت. زمانی که در ظاهر برای احقاق حقوق فلسطینیها سخنرانی میکرد، در پشت پرده روابط گسترده اقتصادی با صهیونیستها داشت و هنگامی که کشورهای عربی به صورت متحد اسرائیل را تحریم کرده بودند، رژیم پهلوی نه تنها هرگز در تحریم نفتی اعراب شرکت نکرد، بلکه همواره بزرگترین فروشنده نفت به رژیم صهیونیستی بود و نفت پالایشگاه حیفا را تأمین میکرد! این دوگانگی حتی از چشم رسانههای اروپایی و امریکایی پنهان نماند و زمانی که شاه در پاسخ به سؤال خبرنگار کیهان درباره به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی گفت: شناسایی اسرائیل از طرف ایران امر تازهای نیست، نیویورک تایمز تیتر زد: «به رسمیت شناخته شدن اسرائیل توسط ایران». به طور حتم میتوانیم یکی از دلایل اصلی رویارویی امام خمینی و علما با رژیم شاه را ارتباط با رژیم اشغالگر قدس بدانیم. چنانکه امام خمینی در مصاحبهای یکی از دلایل انقلابیون برای مقابله با شاه را کمک او به اسرائیل عنوان میکند. در سالهای اخیر سلطنتطلبان و رضا پهلوی تلاش کردند با تمسک به رژیم صهیونیستی که خود با بحرانهای زیادی مواجه است، بتوانند به رؤیای خود برای کسب قدرت در ایران دست یابند. در مقال پیشرو سعی بر آن است تا گوشهای از ارتباطات آنان مورد بازخوانی و تحلیل قرار گیرد. امید آنکه تاریخ پژوهان و عموم علاقهمندان را مفید و مقبول آید.
ملاقات با «بی بی» در تل آویو
رضا پهلوی پس از آشوبهای موسوم به زن، زندگی، آزادی، در سال ۱۴۰۱ در ایران و کسب اعتماد به نفس کاذب و توهم سرنگونی جمهوری اسلامی، راهی تلآویو شد تا از کمک صهیونیستها به خود برای مقابله با جمهوری اسلامی مطمئن شود. گرچه جلسه دیدار او با نتانیاهو بدون تشریفات و احترامات معمول و در حاشیه مراسم هلوکاست برگزار شد، اما حامیانش اصرار داشتند او را نماینده سیاسی ملت ایران بدانند. چنانکه ربع پهلوی قبل از سفر به فلسطین اشغالی با انتشار بیانیهای اظهار کرد: «پیوند دیرین میان دو ملت ایران و اسرائیل میتواند دوباره برقرار شود….» وی بعد از ورودش به این سرزمین، در صفحه توئیتر خود نوشت: «از فرزندان کوروش تا فرزندان اسرائیل، ما این آینده را همراه یکدیگر و با دوستی خواهیم ساخت….»
ماحصل این سفر، اما نشان دیگری بر خودفروختگی او بود. چه اینکه در تاریخ ایران سابقه ندارد یک فرد مدعی پادشاهی به دیدار دشمن کشور رود و از او طلب قدرت و امکانات کند! هر چند بحران خِرد و تدبیر در فرزند شاه معدوم، مجال اندیشیدن به این مقولات را از او ستانده است!
