دلایل جمهوری موسوم به آذربایجان برای حمایت از پروژه زنگزور، در ابتدا ناشی از ترس تاریخی از روسها و نگرانی از جانب آموزههای دولت ایران در تشکیل نظام اسلامی است که به مذاق مسئولان تربیت یافته در مکتب کمونیسم شوروی خوش نمیآید. آنان بر این باورند که برای دوام داشتن حکومت خود، باید از وابستگی به دو کشور قدرتمند شمالی و جنوبی رها شوند! به همین منظور در ابتدای استقلال، همکاریهایی را با امریکاییها آغاز کردند، اما نباید از نفوذ بریتانیا بر این جمهوری غافل شد
جوان آنلاین: وقایع ماههای اخیر در خاورمیانه، سخن از ایجاد دالان زنگزور را به هنگام ساخته است. اینکه بانیان اصلی این مسیر چه دولتهایی هستند؟ از سوی کدامین کانونها حمایت میشوند؟ و از همه مهمتر پیامدهای این رویداد برای کشورمان چه خواهد بود، کلان محورهای این بررسی است. این مقولات در گفتوشنود با دکتر رامین فرهودی، مدیر اندیشکده ترند بررسی شدهاند. امید آن که علاقهمندان را، مفید و مقبول آید.
سابقه تاریخی اقوامی که در سده اخیر ساکن منطقه قرهباغ بودند، چیست؟
پاسخ به این سؤال از میانه تاریخ، اذهان عمومی را منحرف و ادعاهای ارضی و سیاسی را دامن میزند؛ لذا ضروری است تا قبل از پاسخ به این سؤال، با تاریخ قرهباغ آشنایی یابیم. منطقه قره باغ قفقاز جنوبی را، باید قرینه جغرافیایی قرهداغ در منطقه ارسباران فلات ایران بدانیم. بسیاری از خانوادههای آذربایجانی در دو سوی ارس، روابط خانوادگی خود با یکدیگر را مدیون اسکان در این دو اقلیم جغرافیایی هستند. لهجههای مردم ساکن در این دو بخش نیز نزدیک به هم و دارای علقههای فرهنگی و تاریخی مشترک بسیارند. این منطقه در دوران صفوی، یکی از بیگلر بیگیهای ایران بود و ساکنان آن را، مسلمانان به مرکزیت شهر گنجه تشکیل میداد. نام قرهباغ بعد از اسلام به این منطقه – که دارای حدود ۲۵۰ روستا و هفت شهر بوده- داده شده است. پیش از اسلام، به این منطقه «داغلیق» (کوهستانی) در مقابل «آران» (دشت و جلگه) گفته میشد و بیشتر منبعث از اسامی اقوام ساکن در این منطقه بود که داخل در امپراطوری آلبانی بودند. در گستره امپراطوری آلبانی آن زمان، ۲۶ قوم با زبانهای مختلف وجود داشت که اقوام ترک، اورارتویی و حتی ارمنی نیز در بین آنها بوده است. حمدالله مستوفی، نخستین جغرافیدانی است که نام «قره باغ» را به این ولایت و نام «قره داغ» را به ولایت مجاور واقع در جنوب رود ارس با شهرهایی چون: اهر، کلیبر، مشکین، دیزمار و اوزومدول به کار برده است. هر دوی این ولایات پس از حاکمیت سلجوقی، از حیث سیستم اداری و کشوری وابسته به تبریز بودهاند که بعدها قره باغ در دوران حاکمیت صفویه به نام بیگلربیگی با پایتختی گنجه در آمد.
تاریخ قره باغ، دوره بیگلربیگی «پناه علی جوانشیر» را از سال ۱۷۴۸ میلادی، با مرکزیت حکومتی شهر شوشا به یاد دارد. اما تاریخ این منطقه در ادامه حکمرانی «ابراهیم خلیلخان»، با نفوذ کشیشی ارمنی به نام «عابدین عاباس»، از سوی تزار روس در دستگاه حکومتی وی، دستخوش تشنجهای فراوان شد و سرانجام با خیانت و وطن فروشی ارامنه فریب خورده از سوی تزار روس، بهرغم حمایت کامل دولت ایران از آنها، موجب شهادت «جوادخان گنجهای» و وقوع جنگهای ایران و روس و جدایی خانات قفقاز از ایران شد. در طول این مدت شهر ایروان با دارا بودن حوزه علمیه و مساجد متعدد، به یکی از کانونهای اصلی فراگیری علوم اسلامی در قفقاز جنوبی تبدیل شده بود و هم اکنون مسجد کبود، در این شهر یادگار آن دوران، همچنان پابرجاست و نمادی از معماری ایرانی و اسلامی در قفقاز جنوبی به شمار میرود. این گستره فرهنگی و دینی، تا گرجستان به مرکزیت تفلیس نیز گسترش یافته بود و هم اکنون یادگارهای ارزشمند شکوه دوران اسلامی، در این کشور نیز قابل نظاره است.
