
علی اصغر عسگری دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان قزوین در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری میزان قرارداد نوشت: از منظر عوامل کنشگر که مشترک بین اغلب پروندههای موصوف هستند، با وضعیتی به مانند عبور از یک نردبان بلند و شکسته مواجه میشویم که از امتداد دو خط موازی دربردارنده متغیرهای اصلی تشکیل شده است؛ خطی تحت عنوان متغییرهای ناکارمد اقتصادی و امتداد خطی موازی با آن تحت عنوان نیاز شکات به بهبود وضعیت اقتصادی خود.
در بین این خطوط و در ابتدای نردبان نقاطی به چشم میخورد که این دو خط را به یکدیگر متصل کرده است. در نگاه اول چنین به نظر میرسد که مسیری مطمئن به سمت بالا ایجاد گردیده؛ لکن این وضعیت صرفاً ناظر بر ابتدای نردبان است و از نقاط میانی به بالاتر وضعیت این گونه نیست؛ زیرا خطوط میانی بدون اتصال به خطوط اصلی مجددا از یکدیگر فاصله گرفته و امکان عبور از نردبان را منتفی ساختهاند لکن به جهت مداخله پنهان عامل انسانی یاد شده (متهمین) و تحقق شکل نامتقارن و سینوسی خطوط میانی مذکور، وجود این گسستگی از دور مشهود نمیباشد.
پای گذاردن در این نردبان شکسته با یک حرکت ذهنی از طرف بزه دیده که در حقوق مدنی از آن به عنوان “رضا ” نام برده میشود، آغاز میگردد؛ هنگامی که در بستر شرایط متزلزل اقتصادی ناشی از تورم افسار گسیخته در برخی از تسهیلات دولتی ذهن او در تکاپو و جنبش قرار میگیرد واقعاً چه میخواهد؟
