میتوانم با جدیت بگویم که کوچکترین تزلزلی در نیروهای حزبالله وجود نیامده و همگی برای دفاع، همچنان آمادگی کامل دارند. البته دوستان ما از این بیم دارند که نکند در از دست رفتن شهدا تقصیری داشته باشند، اما این احساس کوچکترین خللی در اراده آنها ایجاد نکرده است. این افراد با شهید نصرالله زندگی کردهاند و رفتارهای او را در چنین شرایطی دیدهاند. منطقه ما و خود ما کاملاً کربلایی شدهایم!
جوان آنلاین: در شش ماه اخیر، یکی از مهمترین دغدغههای حامیان جریان مقاومت، آینده حزبالله لبنان و تلاش برای ترسیم واقعی آن بوده است. اخیراً و در اینباره، سیدعبدالله صفیالدین نماینده این حزب در تهران در گفتوشنودی مبسوط با ماهنامه پاسدار اسلام به ارائه نکاتی مهم دست زده است. مقال پی آمده درصدد است تا برخی از سرفصلهای مهم این مصاحبه را مورد بازخوانی تحلیلی قرار دهد. امید آنکه علاقهمندان را مفید و مقبول آید.
علاقه به مقاومت، صددرصد افزایش خواهد یافت
ایمان و امید به آینده از ویژگیهای چهرههای شاخص مقاومت، حتی در گذرگاههای خطیر است. سیدعبدالله صفیالدین نماینده حزبالله لبنان در تهران نیز چنین خصالی دارد. او بر این باور است که به رغم پارهای از فراز و فرودها، پیروزی نهایی متعلق به حزبالله است. او در نشان دادن تفاوت شرایط این گروه، در آغاز فعالیت نسبت به اکنون به نکات پی آمده اشارت میبرد:
«کافی است به رشد حزبالله نگاه کنیم. ما در آغاز کار چه داشتیم؟ مقاومت با امکانات و نیروی بسیار محدودی شروع شد. وقتی اعتقاد انسان به خدا باشد با امکانات محدود هم نیروی زیادی ایجاد میشود. مثلاً به عملیات شهید احمدقصیر نگاه کنید. او عملیاتش را با یک ماشین پژوی قراضه انجام داد! دوستان اصلاً پول نداشتند که ماشین خوب بخرند. از مواد منفجره خیلی ساده استفاده کردند، منتها آن را خوب درست کردند و این اثر بزرگ را در تاریخ مقاومت بجا گذاردند. عملیات مقاومت در روزهای نخست، واقعاً سنگین بود و البته همانها هم کار را بر رژیمصهیونیستی سخت کرد. ما به یک اصل اعتقاد داریم. همان که در حدیثی قدسی نیز آمده است:ای بنده من سعی کن و من هم با تو سعی میکنم! یعنی شما کار را شروع کنید و تکلیفتان را انجام بدهید، خداوند هم مددکارتان خواهد بود. در روزهای اول که مؤسسین از لبنان خدمت امامخمینی آمدند از محضرشان کسب تکلیف کردند. امام فرمودند: به لبنان برگردید و از صفر شروع کنید، مقاومت کنید، پیروزی از آن شما خواهد بود… صحبت امام دقیقاً این بود. آن زمان برخی در برابر این صحبت امام گفتند: پیرمرد چه میگوید؟ بعضی از آقایان و بزرگان از شیعیان در لبنان گفتند: این چه حرفی است؟ ما در مقابل دنیا و رژیمصهیونیستی، با این امکانات کم و با آن همه امکانات آنها چه کاری میتوانیم بکنیم؟ با این همه دوستان در حزبالله، تنها به ادای تکلیف اندیشیدند و با همین امکانات اولیه، روز به روز رشد کردند. به ایندلیل من اعتقاد دارم که حزبالله به دلیل به کاربستن همین فرمول پیروز شد. ما یک قدم جلو میرویم، خدا ۱۰ قدم برای ما راه باز میکند! نه اینکه ما قابل شکست داده شدن نیستیم، خیر، ما هم شکست میخوریم، انسان در مسیر رشد گاهی زمین میخورد، اما از جا بلند میشود. حزبالله، واقعاً به دنبال اجرای تکلیف بود. نه فقط در لبنان، بلکه در نقاط دیگر هم اینگونه بود. امام یک تکلیف کوچک داد و عدهای آن را مالایطاق تفسیر کردند. در آن دوره، یک تکلیف سیاسی بود و نه الزاماً نظامی، اما الحمدلله در لبنان، هیچیک از دوستان ما و اعضای مقاومت نه در ادای تکلیف کوتاهی و نه حتی تردید کردند، بلکه با همان امکانات اندکی که بود، به دنبال اجرا رفتند. من اعتقاد دارم که این مسئله خیلی مهم است. همین روحیه همچنان است و انشاءالله میماند. من اعتقاد دارم این کربلای جدیدی که در لبنان ایجاد شد، باعث میشود که علاقه به مقاومت صددرصد افزایش پیدا کند و انشاءالله در منطقه و در دنیا اوج خواهد گرفت….»
