در اواخر عمر با پیامی به رهبری خطری مهم و جدی را اطلاع دادند

رهبر معظم انقلاب اسلامی، همواره مکانت عرفانی و سلوکی آیت‌الله العظمی بهجت را بزرگ می‌داشتند و در بسا موقعیت‌ها، مراوده با آن پیر معرفت را مغتنم و مؤثر می‌شمردند. از سوی دیگر آن دردانه دوران نیز با احترام کامل برای رهبری، در دیدار با ایشان از عوالم و حقایقی سخن به میان می‌آوردند که در دیدار با دیگر افراد از ذکر آنها خودداری می‌کردند. این امر برای مخالفان نظام اسلامی البته دشوار و گران می‌آمد

رهبر معظم انقلاب اسلامی، همواره مکانت عرفانی و سلوکی آیت‌الله العظمی بهجت را بزرگ می‌داشتند و در بسا موقعیت‌ها، مراوده با آن پیر معرفت را مغتنم و مؤثر می‌شمردند. از سوی دیگر آن دردانه دوران نیز با احترام کامل برای رهبری، در دیدار با ایشان از عوالم و حقایقی سخن به میان می‌آوردند که در دیدار با دیگر افراد از ذکر آنها خودداری می‌کردند. این امر برای مخالفان نظام اسلامی البته دشوار و گران می‌آمد

جوان آنلاین: در آستانه سالروز ارتحال عارف واصل و مرجع والاقدر جهان تشیع، زنده‌یاد آیت‌الله العظمی حاج‌شیخ محمدتقی بهجت فومنی، شمه‌ای از خاطرات فرزندش حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ علی بهجت را به بازخوانی تحلیلی نشسته‌ایم. این بخش از خاطرات راوی، به تعاملات آن فقید سعید با حضرت امام‌خمینی و حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای اختصاص دارد؛ امید آنکه علاقه‌مندان را مفید و مقبول آید. 
 
 از آقای‌خمینی کرامت‌هایی می‌دانم که هیچ کس از آنها اطلاعی ندارد
به شهادت خاطرات زنده‌یاد آیت‌الله العظمی بهجت، اولین دوست ایشان در شهر و حوزه علمیه قم حضرت امام‌خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی بوده است. این امر بیش از هر چیز به اشتراکات فکری و عملی آن دو بازمی‌گشت. حجت‌الاسلام والمسلین علی بهجت در بسط این مهم آورده است:
«مرحوم پدر می‌فرمودند: اولین کسی که در قم با او دوست شدم، آقای‌خمینی بود و بیشترین رفت و آمد را هم با ایشان داشتم. اولین کسی هم که مرا به آقای بروجردی معرفی کرد، آقای خمینی بود. می‌گفتند: از همان اوایل ورود به قم آقای‌خمینی خیلی از آقای قاضی می‌پرسید و من خیلی تعجب می‌کردم! ولی بعد دیدم، خود ایشان هم اهل این مسائل است. من پرسیدم: یعنی ایشان هم اربعینی را طی کرده بود؟ فرمودند: بله، بله. تعریف می‌کردند: ایشان از بعضی از چیز‌هایی که خیلی به آن علاقه داشت، پرهیز می‌کرد. در یک میهمانی در منزل‌شان، غذا قورمه سبزی بود، ولی ایشان حاضر نشد بخورد! پرسیدم: چرا نمی‌خورید؟ دوست ندارید؟ گفت: خیلی دوست دارم، ولی می‌خواهم نخورم! یعنی مشغول ریاضت بودند. یادم است پدر روزی فرمودند: کرامت‌هایی از ایشان می‌دانم که هیچ کس از آن اطلاعی ندارد. 
تأکید می‌کنم که در میان مراجع تنها کسی که از ابتدا در قم با مرحوم پدرم رفاقت و رفت و آمد داشت، امام‌خمینی بودند. شاید علتش این بوده که آقا شیخ نصر الله خلخالی‌ها – که دوست صمیمی و مشترک هر دو بود- پدرم را به عنوان شاگرد آقای قاضی و آقای غروی اصفهانی به ایشان معرفی کرده بود. در همان سال‌های ۳۹ و ۴۰ شمسی، وقتی مرحوم امام به بیماری تب مالت مبتلا شدند، همراه با پدرم به عیادت ایشان رفتیم. خود ایشان هم شبیه همین بیماری را گرفتند و بیماری‌شان هم طول کشید. در مدت بیماری، مرحوم امام به عیادت‌شان می‌آمدند. پدرم می‌گفتند: هر کتابی را که از آقای‌خمینی به امانت می‌خواستم، به هر تعداد که بود، می‌داد. حتی اگر خودش هم لازم داشت، فوری می‌داد. به هنگام مسافرت تابستان یا ماه رمضان، که کتاب‌ها را بر می‌گرداندم، گاهی یک گاری می‌شد! به خصوص سال اولی که آمده بودم، چون کتاب‌هایم در نجف مانده بود….» 

 ما می‌توانیم وجوه شرعیه را برای کشتن شاه صرف کنیم
آیت‌الله‌العظمی محمدتقی بهجت با تاریخ ایران معاصر آشنایی فراوان داشت و جریانات سیاسی را نیز به نیکی درک می‌کرد. هم از این روی از آغاز نهضت اسلامی تا تبعید امام‌خمینی به ترکیه، در زمره یکی از مشاورین امین رهبر انقلاب به شمار می‌رفت. فرزند آن مرجع فقید، در این فقره معتقد است:
 «مرحوم والد، در سیاست کاملاً صاحب نظر بودند و مطالب را روشن می‌کردند، ولی برای اهلش. در اوایل انقلاب با مرحوم امام جلساتی داشتند. در ایام مبارزه، مرتباً با هم رفت‌و‌آمد می‌کردند. مرحوم پدر، پیشنهاد‌هایی هم برای مبارزه می‌دادند. می‌گفتند: مرتبه دوم پیروزی با ایشان است، ولی دعا می‌کنیم برای بعدش مشکلی پیش نیاید… حدود سال ۴۲ – شاید در آخرین ملاقات پیش از تبعید مرحوم امام – به ایشان گفتند: حداقل باید ۴۰ نفر متخصص مهذب به همراه داشته باشید تا در مواقع لازم حاضر باشند. شما باید اینها را تربیت کنید و داشته باشید. این هم نمی‌شود، مگر اینکه یک فرجه‌ای برای اینها باشد و این فرجه هم محقق نمی‌شود، مگر اینکه آن کسی که الان چکمه ظلم خود را به مذهب و مردم گذاشته، با چندین نحو افشایش کنیم و هم با چندین طریق مختلف برنامه‌ریزی داشته باشیم که او را از میان ببریم و حتی وجوهات را برای کشتن شاه مصرف کنیم. اگر او خودش حذف شود، یکی دیگر را سر کار می‌آورند که در ابتدای کار ضعیف است و نمی‌تواند فشار بیاورد. فشار بر روحانیت کاهش می‌یابد و ما خواهیم توانست، کار اصلی خودمان را انجام دهیم… حضرت امام کاملاً گوش دادند و بعد سرشان را بلند کردند و در حالی که با دست چهار انگشت خود را نشان می‌دادند، گفتند: چهار نفر هم ندارم!….» 

 باید نشریه‌ای منتشر شود و جنایت گذشته و حال رژیم را منعکس کند 
در آغاز نهضت اسلامی، پیشنهادات آیت‌الله بهجت به امام‌خمینی، بس ابداعی و سازنده بود. با عنایت به محدودیت‌های تبلیغی این حرکت نوآغاز وی به رهبر انقلاب پیشنهاد انتشار یک نشریه داد! امری که بعد‌ها با انتشار نشریات «بعثت» و «انتقام» – که برخی پدید آورندگان آن از شاگردان آن مرجع فقید بودند- تحقق یافت. فرزند آیت‌الله در خاطرات خویش این مهم را از نظر دور نداشته است:
«پس از رحلت آیت‌الله العظمی بروجردی، مرحوم امام مکرر با مرحوم ابوی رفت و آمد داشتند. پدرم مطالبی را درباره نهضت به مرحوم امام پیشنهاد می‌کردند. برای مثال پدرم به ایشان می‌گفتند: خوب است نشریه‌ای باشد و جنایات گذشته و حال رژیم را با هم منعکس کند تا جنایات گذشته از یاد مردم نرود… پس از آن نشریه‌ای منتشر شد و چنین کار‌هایی را می‌کرد. این گونه مطالب را فقط با خود امام درمیان می‌گذاشتند و کمتر پیش می‌آمد که به وسیله دیگران انتقال دهند. بعد از انقلاب هم با امام رفت و آمد داشتند و اگر چیزی در نظرشان بود، یادداشت می‌فرستادند. البته پس از انقلاب دیدار‌های عادی ایشان، مثل سابق ممکن نبود و بیشتر با هم مکاتبه می‌کردند، یا پیغام می‌دادند. هر چند که ارتباط از راه‌های غیرعادی هم داشتند. در سال‌های پس از انقلاب، برخی از علمای بزرگ که از اشخاص سرشناس کشور بودند، خدمت حضرت امام رسیده و از ایشان تقاضای درس اخلاق کرده بودند. ایشان فرموده بودند: نزد آقای بهجت بروید و تقاضا کنید که درس اخلاقی برای شما بگذارند. گفته بودند: ایشان نمی‌پذیرد. فرموده بودند: اصرار کنید تا بپذیرد!… آقای مشکینی، آقای آذری قمی و آقای میانجی، مرتب می‌آمدند و موضوع را مطرح می‌کردند، ولی آقا نمی‌پذیرفتند….» 

 در دور دوم نهضت، آقای‌خمینی پیروز می‌شود
از آن روی که عارفان پدیده‌ها را با «نور خدا» می‌بینند و برای تشخیص حقایق «فرقان» دارند، آیت‌الله بهجت مدت‌ها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و در عین تردید بسا نخبگان، توفیق این حرکت عظیم را وعده داد. امری که حجت‌الاسلام علی بهجت در مقام بیان یادمان‌های خویش اینگونه بدان اشارت برده است:
«در سال‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، ظهر‌ها از روبه‌رو وضوی آقا را تماشا می‌کردم. حال عجیبی داشتند. نیم ساعت قبل از ظهر که وضو را شروع می‌کردند، بنده هم همان ساعت از مدرسه برمی‌گشتم. گاهی که می‌خواستم مطلبی را به ایشان بگویم در مقابل ایشان قرار می‌گرفتم و متوجه صورت‌شان می‌شدم. می‌دیدم که اصلاً در این عالم نیستند! حتی من را که مقابل‌شان هستم، نمی‌بینند و سخت در عوالم خودشان هستند. در طول زمان به این درک رسیدم که در این مواقع مزاحم حال ایشان نشوم. بعضی از مطالب مهم را که در حالت عادی نمی‌شد از ایشان پرسید و جواب گرفت، در این مواقع پاسخ می‌دادند. بنابراین گاهی برخی مسائل را در آن زمان با ترفندی خاص با ایشان مطرح می‌کردم. پیش از پیروزی انقلاب یکی از دوستان دانشجویم – که اکنون فیزیوتراپ است و به پدرم معتقد بود- در زمانی که اعتراض‌ها داشت شکل می‌گرفت و بیشتر مردم درگیر مبارزه بودند، به بنده گفت: از آقا بپرس، آقای خمینی پیروز می‌شود با شاه؟ چون سیاسیون نظر می‌دادند که شاه با یک مقاله در روزنامه اطلاعات، آب را گل آلود کرده تا مخالفان مخفی را شناسایی کند و با یک کودتای نظامی، همه را قلع و قمع کرده و با خیال راحت بر تخت حکومت بنشیند. پدرم این سؤالات را اصلاً در حالت عادی جواب نمی‌دادند. برای جواب اثنای وضو را در نظر گرفتم. هنگام شستن صورت، در این عالم نبودند. بسیار بشاش بودند. اینگونه شادی را خیلی کم در ایشان دیده بودم. فکر کردم الان وقت پرسیدن است. مرتبه اول که سؤال کردم، نشنیدند! خیلی سریع سؤالم را تکرار کردم. فرمودند: بله، آن آقا هم همین نظر را داشت که در بار دوم آقای خمینی پیروز می‌شود….» 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *