یک هفته از رفتن لوکادیا میگذرد. مهاجمی که دست پرسپولیس را شب قبل از دربی در پوست گردو گذاشت و با خیال راحت ایران را ترک کرد.
یک هفته از رفتن لوکادیا میگذرد. مهاجمی که دست پرسپولیس را شب قبل از دربی در پوست گردو گذاشت و با خیال راحت ایران را ترک کرد.
اینکه دولت هلند یک ماه قبل به اتباع خود اعلام کرده بود ایران را ترک کنند درست، اما جای سئوال دارد که چرا لوکادیا همان زمان و در روزهایی که لیگ برتر تعطیل بود ایران را ترک نکرد. چرا ماند تا با سروصدا و درست قبل از دربی ایران را ترک کند. پاسخ واضح است لوکادیا میخواست دیده شود نوع رفتن و زمان آن این فرضیه را ثابت میکند که لوکادیا ماند تا با سر وصدا و حاشیه ایران را ترک کند.
خب لوکادیا موفق هم شد. طوری رفت که همه دیدند، اما در این میان جای یک سئوال باقیست. اینکه چرا بازهم یک خارجی با خیال راحت میتواند ایران را ترک کند بدون اینکه نگران آینده قرارداد خود باشد. لوکادیا همان کاری را کرد که استراماچونی چند سال قبل انجام داد. سرمربی استقلال رفت و ما اینجا میگفتیم که شکایت میکنیم، برنده میشویم و محکومش میکنیم، اما دست آخر انکه برنده شد و به میلیاردها پول رسید استراماچونی بود، چون مثل همیشه نتوانسته بودیم قرارداد محکم و با ضمانت اجرایی درست منعقد کنیم.
حالا داستان لوکادیا مشابه همین است. امروز پرسپولیس مدعی است که میتواند از لوکادیا شکایت کند، میتواند خسارت بگیرد و میتواند او را برگرداند. خیلی دلمان میخواهد این ادعاها را قبول کنیم، اما سابقه نشان میدهد که باید نگران باشیم. لوکادیا با خیال راحت رفت و، چون بازیکنی از فوتبال حرفهایی دنیاست خوب میداند که چگونه باید رفتار کند. خوب میداند که چگونه باید پای قرار داد بیاید که سربزنگاه بتواند تیم را ترک کند و بعد برود با خیال راحت با تیمی دیگر قرارداد ببندد بدون اینکه منتظر صدور کارت بازیش باشد.
