صهیونیستهای لهستانی، دزدی از اموال ایرانیان را مجاز میپنداشتند! یکی از موارد اقدامات مجرمانه آنان در ایران، سرقت از جواهرفروشی پورمظفریان در تهران بود. این دزدها، چند روز بعد از حادثه به دست شهربانی توقیف شدند، اما با زدوبند و فشار سفارت انگلیس آزاد شده و فقط بخش کمی از طلاها از آنها بازپس گرفته شد. بقیه طلاها به وسیله «آناسیتی توسکا» از ایران خارج و به فلسطین اشغالی برده شد
جوان آنلاین: داستان میهمان نوازی ایرانیان یک واقعیت ملموس فرهنگی است که مسافران و مهاجران زیادی در اعصار مختلف تاریخ آن را تجربه و در کتاب خاطرات یا سفرنامههای خود ثبت کردهاند. از ابن حوقل عرب که در قرن چهارم به ایران آمد و در سفرنامهاش از میهمان نوازی ایرانیان تعریف کرد تا یاقوت حموی و ابن بطوطه در قرن شش و هفت هجری قمری و نیز همینطور سفرنامهنویسان غربی که در دوره صفویه تا قاجار به ایران سفر کردهاند به عیان از میهمان نوازی ایرانیان نوشتهاند، اما یکی از صفحات درخشان تاریخ میهمان نوازی ایرانیان، زمان مهاجرت گسترده آوارگان لهستانی در جریان جنگ جهانی دوم به ایران رقم خورد. اما اینکه این مهاجرت در چه زمانه و شرایطی و چگونه صورت گرفت و اینکه تبعات این مهاجرت برای لهستانیها و ایرانیها چه بود و چه حوادثی را رقم زد را در مقال زیر مورد بررسی قرار دادهایم. امید آنکه تاریخپژوهان ایران معاصر و عموم علاقهمندان را مفید و مقبول آید.
لهستان در جنگ جهانی دوم
نزدیک به دو دهه بعد از جنگ جهانی اول و در سال ۱۹۳۹. م (۱۳۱۸. ش)، دولتهای شوروی و آلمان هیتلری، پیمانی محرمانه را میان خود به نام «مولوتوف – روبین» امضا کردند و براساس آن قرارداد، کشور لهستان میان آنها تقسیم شد! کشور لهستان که در آن زمان به دلیل تبعات جنگ جهانی اول نتوانسته بود خود را بازسازی کند و در شرایط ضعف شدید سیاسی و اقتصادی قرار داشت، قادر نبود مقابل این توافق و اشغال کشورش به وسیله دو قدرت شوروی و آلمان هیتلری بایستد. به این شکل بخش شرقی لهستان به اشغال دولت کمونیستی شوروی و بخش غربی آن به اشغال آلمان درآمد، اما در بخش شرقی لهستان که به اشغال کمونیستهای شوروی درآمده بود، کمکم حرکتهایی برای مقابله با اشغالگران آغاز شد؛ اتفاقی که موجب عکسالعمل شدید ارتش شوروی شد. این عکسالعمل به کشتار هزاران لهستانی و اسارات و تبعید نزدیک به یک میلیون نفر از آنها به اردوگاههای کار اجباری در سیبری منجر شد. وضعیت اسفبار لهستانیهای تبعید شده به سیبری که بخش زیادی از آنها را زنان و کودکان تشکیل میدادند، ادامه داشت تا اینکه دو سال بعد و در ژوئن ۱۹۴۱. م (۱۳۲۰. ش)، هیتلر با نقض پیمان خود با استالین به بخش شرقی لهستان که در اشغال شوروی بود، حمله کرد! (۱) در آن شرایط، خلیج فارس به یکی از مهمترین مناطق استراتژیک تبدیل شد. آلمانیها قصد داشتند به منابع غنی قفقاز دست پیدا کنند. اگر ماشین جنگی آلمان علاوه بر تأمین نیازهایی از قبیل آذوقه و سوخت میتوانست رقبای استعمارگر اروپایی خود را شکست دهد، بر بینالنهرین و سپس خلیجفارس مسلط میشد و با تسلط بر نفت منطقه غرب آسیا عملاً پیروز رسمی جنگ با متفقین میشد. به همین دلیل چرچیل به خوبی آگاه بود در صورت شکست روسیه، احتمالاً نتیجه نهایی آن به سود آلمان پایان خواهد پذیرفت. از طرف دیگر، انگلیس توان ایجاد جبهه جدیدی علیه آلمان در اروپا را نداشت. بنابراین تنها یک راه وجود داشت و آن تقویت ارتش سرخ شوروی در مقابل آلمانها بود، اما شوروی برای جنگ، به سوخت، آلومینیوم، آذوقه، ادوات نظامی و… نیاز شدیدی داشت.
برای انتقال این کمکها به شوروی به راه ارتباطی مؤثری احتیاج بود. انگلیس و امریکا بعد از بررسی مسیرهای گوناگون در نهایت به این نتیجه رسیدند که بهترین راه رساندن آذوقه، مواد خام و اسلحه به کشور شوروی، از طریق شاهراههای دریایی اقیانوس به خلیج فارس و سپس با استفاده از راهآهن سراسری ایران و مسیرهای شوسه آن به مرزهای وسیع شوروی در شمال ایران است، تصمیمی که منجر به اشغال ایران شد. از طرف دیگر استالین هم برای مقابله با ارتش نازی آلمان مجبور شد دست دوستی به طرف لهستانیها دراز کند تا از آنها به عنوان سرباز برای جنگ با آلمان استفاده نماید. البته برای نشان دادن صداقتش نیز قبول کرد با کمک امریکا و انگلیس، اسرا و تبعیدیهای لهستانی را به کشورهای تحت سلطه انگلستان بفرستد. (۲)
