احمد کسروی میگوید: پدران ما تا اسلام را نمیشناختند، در برابر آن جنگیدند و، چون شناختند، در راه آن جنگیدند! بیتردید اسلام، تأثیرات گسترده و تحولات ژرفی در ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران به بار آورد، تحولات بزرگی که خط، زبان و اندیشه ایرانی را از قید و بند سلاطین و طبقه حاکم و موبدان زرتشتی رهانید و ایرانیان را مهیا کرد تا به گفته ابن خلدون، بزرگترین سهم را در خلق فرهنگ و تمدنی بزرگ که همانا تمدن اسلامی- ایرانی بود، به دست آورند
جوان آنلاین: در یک ماه اخیر، سخن در باب چیستی «هویت ایرانی» و عناصر تشکیل دهنده آن بازاری گرم یافته است. هرچند «ملت ستایان» و «امت ستیزان»، معمولاً از سر تعلقات قبیلهای به اینگونه تفکیکها سوق یافتهاند، اما به هر روی سخنِ محققانه در این باب، بهنگام و مفید مینماید. امید آنکه تاریخپژوهان و عموم علاقهمندان را مفید و مقبول آید.
ایران پویا با لایههای فرهنگی متنوع
بر اساس دادههای تاریخی، قلمروی ایران طی نزدیک به ۳ هزار سال، دگرگونی بسیار پیدا کرده و کوچک و بزرگ شده است، ولی همیشه هسته مرکزی آن همان است که ایران امروز را تشکیل میدهد. به بیان دیگر ایران در مدت چند هزار سال تاریخ شناخته شده خود در قرون متمادی، با وجود قبض و بسطهای جغرافیایی، سیاسی و فرهنگی، همچنان تداوم داشته و رودخانه هویت آن در جریان این تحول و تداوم طولانی لایه ایران باستان لایه هلنی، لایه عربی – اسلامی، لایه اسلامی – شیعی – فلسفی دیالمه، لایه اسلامی – سنی – ترکی، لایه مغولی – اسلامی – صوفی، لایه ترکی – ترکمانی و لایه صفوی – شیعی را به خود دیده است که مجموعاً ساختار هویت آن را تشکیل دادهاند. ایران در دوران معاصر نیز در حال تضارب و تعامل با تجدد غربی و افزایش لایه جدیدی بر ساختار هویت خویش است.
از آنجا که جامعه از انسانها تشکیل شده و نوعی ترکیب انسانهاست، همانگونه که هویت یک انسان از بدو تولد تا مرگ، ضمن حفظ مَن ثابت خود، همواره در حال پویش، تغییر، افت و خیز و انحطاط یا تکامل است، هویت ملی نیز فرآوردهای تاریخمند است که همواره ضمن پایش در حال پویش و باز تعریف و بازتولید نیز است. فرد و جامعه نیز میتوانند به چیستی خود آگاهی یابند و این آگاهی آنها همواره در تعامل با واقعیت و در حال پویش است. بر این اساس و به تناسب موضوع پژوهش به شکلگیری مراحل هویت ملی ایران از آغاز تا دوران معاصر به اجمال پرداخته میشود.
