براي داشتن آموزش و پرورشي چابكتر و كاراتر چارهاي نداريم جز اينكه براي مديريت استاني دستگاه تعليم و تربيت ضريب اولويت بالايي در نظر بگيريم.
با آغاز واگذاري تأليف 20 درصد از محتواي كتب درسي مدارس به استانها، اجراي برنامه درسي ملي به عنوان يكي از اسناد بالادستي آموزش و پرورش وارد فاز جديتري شد و اولين گام در جهت تمركززدايي از آموزش و پرورش برداشته شد. در برنامه درسي ملي، يك سهم 20 درصدي از محتواي برنامه درسي و يك سهم 50 ساعتي از ساعات رسمي آموزش در اختيار استان، منطقه و مدرسه قرار گرفته است.
براي داشتن آموزش و پرورشي چابكتر و كاراتر چارهاي نداريم جز اينكه براي مديريت استاني دستگاه تعليم و تربيت ضريب اولويت بالايي در نظر بگيريم.
اين مسئله يعني اداره آموزش و پرورش به صورت استاني منتها با قدرت تصميمگيري بازتر، با فراغ بال بيشتر و با اختيارات كاملتر. به طوري كه مديري مورد تأييد حاكميت، در رأس آموزش و پرورش باشد و سياستگذاري، نوع نگاه و مباني از طرف نظام تعيين شوند، اما كتابها و برنامههاي درسي در سطح استان تدوين شوند و به نيازهاي شغلي، مهارتي، آموزشي و بهداشتي در سطح استان پرداخته شود. ضمن اينكه سند تحول بنيادين، برنامه درسي ملي و سياستگذاريهاي كلي نظام در حوزه تعليم و تربيت چارچوب اصلي باشد.
سر بزرگ و اندام نحيف آموزشوپرورش!
