متن و ترجمه ترانه سامی یوسف درباره مادر
برچسبها
# اگر تنها یکبار دیگر بشه من روی شانه های تو بخوابم# اما من هیچ گاه اینرا درک نمی کردم# تو مانند خورشیدی هستی که به زندگانی من روشنایی می دهی# چه کسی به جز تو مرا در آغوش می گیرد# چه کسی به جز تو مرا می پوشاند# در تمام این سالها من باعث این درد و ناراحتی شدم# که روح مرا به پرواز در می آوری # گرامی باد خنده هایت# مبارك و خجسته باد چهره ات# در قلب من ، در رویاهای من# Blessed is your face# مادر من را ببخش# Blessed is your name# اما حالا خیلی دیر است# ای تسلی ده شبهای من# ای روشنایی چشمان من# ای عشق من# ای کاش می فهمیدم چیزی که باید امروز بفهمم# این را پیامبر تو فرمود# به خاطر بی توجهی هایم# تو رفتی و من را ترک کردی# تو رفتی و من را تنها گذاشتی# تو همیشه با من هستی مادر# تو همیشه مراقب من بودی# چگونه می توانم به تو نگاه کنم ، ای مادر# چه کسی به جز تو از من محافظت می کند# حالا چه کسی است که اشکهای من را پاک کند# حالا من تنها هستم مملو از شرمندگی و خجالت بسیار# در تمام شبها# سان کد# مادر ، مادر ، ای مادر# مادر تو ، مادر تو ، مادر تو ، مادر تو# مادر من بدون تو از بین می روم# مبارک باد نامت# منرا ببخش# و در همه زمان
