
اقتصاد۲۴- ایران بار دیگر در تله ناترازی سوخت گرفتار شده است؛ گزارهای تکراری، اما این بار دلهرهآورتر از همیشه. وقتی در سال ۱۳۹۷ فازهای پالایشگاه ستاره خلیجفارس یکی پس از دیگری به مدار آمدند و جشن خودکفایی بنزین برپا شد، کمتر کسی تصور میکرد کمتر از یک دهه بعد، تمام آن دستاوردهای عظیم پالایشگاهی زیر چرخهای سنگین مصرف لجامگسیخته دفن شوند. آمارها شگفتانگیز و در عین حال تکاندهندهاند: مصرف بنزین در ایران طی یک بازه پنجساله با جهشی نزدیک به ۵۰ درصد روبهرو شده است. با پایان یافتن محدودیتهای دوران کرونا، فنر فشرده شده تقاضای سوخت رها شد؛ مصرف روزانه از حدود ۱۰۰ میلیون لیتر در اواخر دهه نود به ۱۲۵ میلیون لیتر در سال ۱۴۰۳ و در نهایت به مرز نگرانکننده ۱۳۰ میلیون لیتر در سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ رسید. این در حالی است که سقف توان تولیدی پالایشگاههای کشور در بهترین حالت روی عدد ۱۱۵ میلیون لیتر در روز قفل شده است.
نتیجه این معادله ساده ریاضی، بازگشت خسارتبار گزینهای است که سالها تلاش شد از ادبیات اقتصادی کشور حذف شود؛ «واردات بنزین». امروز کشور روزانه با کسری حداقل ۱۵ میلیون لیتری مواجه است و این حفره عمیق باید با ارزهای کمیاب نفتی پر شود. اما ریشه این جهش عجیب کجاست؟ آیا مقصر تنها مردم و خودروهایشان هستند یا ساختار حکمرانی انرژی در چرخهای چهلساله از تصمیمات اشتباه درجا میزند؟ این گزارش در چارچوب نگاه کارشناسی و توسعهمحور، به کالبدشکافی بحرانی میپردازد که بیش از آنکه حاصل کمبود تولید باشد، مصداق شکست سیاستیهای مدیریت مصرف است.
