گروههاي جهادي با تخصصهاي مختلف براي ترميم خانهها و روحيه آسيبديدگان وارد عمل شدند
علیرضا حسین نژاد – جوان آنلاین: وقتي صداي آژيرها خاموش شد و زدودن گرد و خاك ناشي از بمبارانهاي «جنگ تحميلي سوم» از كوي و برزن محلات مختلف در استانها ضروري شد، نخستين كساني كه ميان خانههاي فروريخته قدم گذاشتند، همان چهرههاي آشنا و بيهياهوي هميشگي بودند؛ جهادگراني كه سالهاست در لحظههاي دشوار اين سرزمين با «جهاد خدمت» و «جهاد براي سازندگي» شناخته ميشوند. آنان بيمنت از راه رسيدند؛ با دستان پينهبسته، تخصصهاي گوناگون و قلبهايي آكنده از اميد، در كنار مردمي قرار گرفتند كه خانههايشان آسيب ديده اما دلهايشان استوار بود. گروههاي جهادي از همان روزهاي نخست حملات هوايي امريكايي- صهيونيستي وارد ميدان شدند تا بار ديگر ثابت كنند ايرانيان در هيچ دورهاي هموطنان نيازمند خود را تنها نميگذارند. در ميان اين تلاشهاي فراگير، اظهارات مسئول مجمع عالي جهادگران كشور، ابعاد گسترده اين حضور را روشنتر ميكند: «تاكنون بيش از هزارو۵۰۰ جهادگر از سراسر كشور براي بازسازي منازل آسيبديده اعزام شدهاند.» جملهاي كه نه فقط آمار، بلكه روحيه بالا و حضور هميشگي جهادگران را ثابت ميكند. روحيهاي كه از دل مردم برخاسته و در بزنگاهها از زير آوارها، سازندگي را دوباره برميخيزاند.
با فروكش كردن دودهاي متراكم و سايههاي هراسآور حملات هوايي اخير كه استانهاي مختلف ايران را در «جنگ تحميلي سوم» درگير خود كرد، جهادگران يكبار ديگر كولههاي خود را برداشته و راهي مناطقي شدند كه زخم حملات بر تن آنها نشسته بود. درست در همان ساعات و روزهاي ابتدايي، گروههاي جهادي با لباسهاي خاكي و چهرههاي آشناي نسلهاي مختلف وارد شهرها شدند و مثل هميشه، حضورشان معناي تازهاي به واژه «امداد»، «همدلي» و «خدمت» بخشيد.
ايرانيان در هيچ دورهاي هموطنان آسيبديده را تنها نگذاشتهاند. از زلزلههاي بزرگ تا سيلابهاي سنگين، از روزهاي دفاع مقدس اول تا امروز، هر بار كه خاك اين سرزمين لرزيده يا زخمي برداشته، دستهايي گرم و بيمنت از دل مردم برخاسته است؛ و اين بار نيز جهادگران همان دستهاي توانمند بودند كه شهر به شهر و محله به محله پا گذاشتند تا در كنار خانهها، اميد را هم بازسازي كنند.
جهاد خدمت، سازندگي از دل آوار
وقتي خبر بمباران و آسيب به منطقهاي منتشر ميشد، نخستين گروههاي جهادي از استانهاي همجوار وارد محدودههاي آسيبديده ميشدند. مهندسان عمران، معماران، تكنسينهاي برق و تأسيسات، نيروهاي داوطلب پزشكي، كارگران فني و جواناني كه تنها انگيزهشان كمك بود. حضور آنان، صحنههايي ساخت كه بسياري از مردم با اشك و گاهي با لبخند از آن ياد ميكنند.
در يكي از محلههاي تهران، مادري كه خانهاش بخش عمدهاي از سقف و ديوارهايش تخريب شده بود، با صدايي لرزان اما اميدوار گفت:«وقتي ديدم پنج جوان جهادگر از ماشين پريدند پايين و مستقيم رفتند روي پشتبام، انگار جان تازه گرفتم. گفتند«مادرجان، نگران نباش. تا امشب همينقدر كه بتوانيم، سقف اضطراري ميزنيم، نميگذاريم نگرانيهايت زياد شود.» همان چند جملهشان دل ما را گرم كرد.»
در چنين روزهايي، نقش جهادگران چيزي فراتر از ساختوساز بود؛ آنان روان مردم را مرمت ميكردند. به كودكان جرئت قدمزدن در كوچه را بازميگرداندند، به سالمندان اطمينان ميدادند كه فصل بيپناهي به پايان رسيده و وقت بازسازي است.
اعزام نيروها، يك حضور ملي
براي درك بهتر ابعاد حضور، صحبتهاي مسئول مجمع عالي جهادگران كشور، بيانگر همه چيز است.
مهدي كعب عمير ميگويد:«تاكنون بيش از هزارو ۵۰۰ جهادگر براي بازسازي منازل آسيبديده در جنگ تحميلي سوم از سراسر كشور اعزام شدهاند. اين مجمع با محوريت قرارگاه جهادي مردمي امام خامنهاي و با مشاركت مجامع و شوراهاي جهادي سراسر كشور، پويش «جهاد براي ايران» را با هدف عمليات خدمترساني جهادي در جنگ رمضان و همچنين بازسازي مناطق جنگزده پس از جنگ تحميلي سوم در حال اجرا دارد.»
او ادامه ميدهد:«اين اعزامها را نميتوان به چند عدد و رقم ختم كرد؛ هر جهادگر با يك تخصص مشخص وارد مناطق آسيبديده ميشود. تاكنون نيروهاي ما به استانهاي تهران، اصفهان، هرمزگان و چند نقطه ديگر اعزام شدهاند. جهادگران سراسر كشور ميتوانند براي مشاركت در اين پويش از طريق ثبتنام در سامانه اعلامشده اقدام كنند.»
اين نخستين بار نيست كه چنين حجم گستردهاي از نيروهاي داوطلب وارد صحنه ميشوند، اما گستردگي عمليات و توزيع تخصصها نشان از سازماندهي دقيق و تجربههاي سالهاي گذشته دارد. اين فرهنگ داوطلبي، ريشه در همان روحيه همدلي ملي دارد كه بارها در بزنگاههاي تاريخي كشور جلوه كرده است.
