
در روزگاری که «خانهدار شدن» به رؤیایی دور از دسترس برای طبقات متوسط و پایین جامعه بدل شده، بازار مسکن ایران دیگر فقط یک بازار نیست؛ یک بحران پیچیده و ساختاری است که ریشههای آن از زمینخواریهای قانونیشده تا تورمهای بیپایان و سیستمهای ناکارآمد تسهیلاتی گسترده شدهاند. نه خریدار توان ورود به این بازار را دارد، نه سازنده رمق ساختن را. در این میان، دولتها با سیاستهایی نامنسجم و بیاثر، تنها نظارهگر عمق یافتن این بحران بودهاند. خانه، بهعنوان نخستین پناهگاه انسانی، حالا به یکی از پرریسکترین سرمایهگذاریها و از آن بدتر، به یک کالای لوکس تبدیل شده است. رکود سنگین، سوداگران بیمهار، قوانین ناکارآمد و انفعال دستگاههای تصمیمگیر، سه ضلع مثلثی هستند که بازار مسکن ایران را به قفلی بیکلید بدل کردهاند.
