
اقتصاد۲۴- این روزها، موج جدیدی از شعارها در محافل رسانهای و سیاسی کشور طنین انداخته؛ سخن از «مردمیسازی انرژی» و «واگذاری کامل بازار انرژی به بخش خصوصی» به سبک کشورهای توسعهیافتهای همچون آمریکا و انگلیس است. اما آیا واقعا پشت این ادعاهای پرطمطراق، حقیقتی علمی یا تجربهای اثباتشده وجود دارد؟
پاسخی که علم اقتصاد و تجربه تلخ سه دهه گذشته کشورهای توسعهیافته به این ادعاها میدهد، بسیار شفاف، مستند و هشداردهنده است: بخش انرژی، بهویژه شبکه انتقال و توزیع، ذاتا یک «انحصار طبیعی» (Natural Monopoly) است. رقابت و سودآوری خصوصی در این عرصه نهتنها راهگشا نبوده، بلکه در ماندگارترین اقتصادهای جهان به فجایع انسانی و اقتصادی منجر شده است. در این میان، حتی مدافعان پرشور بازار آزاد در جهان نیز بخش «زیرساخت انتقال انرژی» را هرگز آزاد نگذاشتهاند.
در آمریکا، بریتانیا، استرالیا و آلمان، مالکیت و اداره «شبکه انتقال و توزیع»، تحت شدیدترین قوانین حاکمیتی و دولتی باقی مانده است. دلیلش ساده و غیرقابل انکار است: کشیدن خطوط موازی انتقال برق در کنار هم برای ایجاد رقابت، نهتنها غیراقتصادی و احمقانه، بلکه عملا محال است. حال آنکه موافقان «مردمیسازی» در ایران، این دو بخش کاملا متفاوت را در هم ادغام کرده و تصویری کارتونی و کاملا اشتباه از یک «بازار آزاد» در صنعت برق ارائه میدهند. برای نقد علمی این ادعاها، نیازی به ابزار پیچیده نداریم. کافی است نگاهی به سرگذشت کشورهایی بیندازیم که در دهه ۹۰ میلادی، سادهاندیشانهترین مدلهای خصوصیسازی را در زیرساختهای صنعت انرژی خود پیاده کردند. تاریخ شاهد بزرگترین و تلخترین شکستهای اقتصادی در این عرصه است. کالیفرنیا و تگزاس تلخترین شاهد علیه بازار آزاد انرژی هستند و دیگر نیازی به مثالهای دور و دستنیافتنی نیست. بیایید نگاهی به قلب اقتصاد سرمایهداری جهان، یعنی ایالات متحده بیندازیم. در سالهای ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱، کالیفرنیا که پرچمدار «الگوی رقابتی» در صنعت برق بود، با فاجعهای تمامعیار مواجه شد. «طرح مقرراتزدایی» که با قول کاهش ۲۰درصدی قیمت برق تا سال ۲۰۰۲ به تصویب رسیده بود، در عمل به فاجعهای منجر شد که طی آن، «بازار بهطور فاجعهباری از کار افتاد، بازیگران خصوصی با دستکاری قوانین مبهم، قیمتها را به آسمان فرستادند و شرکتهای بزرگ برق ورشکست شدند».
