بستر اصلی تربیت خانه و خانواده و به تعبیری آغوش مادر، اولین مرکز تربیتی است که کودک در آن بستر، زبانآموزی، محبت و ارتباط اجتماعی را یاد میگیرد، اما زندگی مدرن، شهرنشینی، اشتغال مادرها، تعداد کم فرزند، شرایطی را پیش آورده که ناگزیر به خدمات کودکستانی نیاز است و سازمان هم شرایط را فراهم کرده که دوره اوان کودکستان جزو خدمات در نظر گرفته شود به ویژه برای کسانی که به آن نیاز دارند
جوان آنلاین: هضمش آسان نیست. گویی آنچه مشاهده میشود قسمتی از رمانهای تاریخی است، مربوط به سالهای دور که تحصیل برای قشر اشرافزاده مملکت و جامعه بود. عدهای که جزو خاندان سلطنتی یا اطرافیان آن بودند، همانها که به اصطلاح امروزیها پولشان از پارو بالا میرفت یا به واسطه منصبهایی که داشتند، میتوانستند شرایط تحصیل را برای فرزندانشان فراهم کنند و دیگران عوام بودند و رعیت، حتی فکر تحصیل فرزندشان را هم به سر راه نمیدادند، چراکه دستشان به زور به دهانشان میرسید و خیلی هنر داشتند شکم آنها را سیر میکردند؛ این روایت تلخی بود که پیشترها در کتابها و رمانها میخواندیم، اما امروز واقعیتی است که به وضوح میبینیم، در همین کوچه و خیابانهای شهر. اصلاً نیازی نیست راه دوری برویم. بالای شهر و پایین شهر هم ندارد، بیخ گوشمان چنین تبعیض و بیعدالتی وجود دارد که بخواهیم یا نخواهیم عدهای را از تحصیل یا نهایتاً تحصیل اصولی بازمیدارد، اما مشکل حلشدنی است، استارت آن هم زدهشده، سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک حدود سه سالی است با هدف ساماندهی کردن مهدهای کودک و پیشدبستانیها فعالیتش را آغاز کردهاست که اگر همه کودکستانها زیر نظر این سازمان فعال شوند و سیاستگذاریها نیز در جهت توجه به دوران اوان کودکی معطوف شود، مشکلات یک به یک حل خواهد شد.
وقتی صحبت از تعلیم و تربیت کودک به میان میآید، معمولاً در نگاه اول به یاد مهدهای کودک یا همان کودکستانها میافتیم، جایی که کودک به همراه همسن و سالانش مهارتهای اجتماعی یاد میگیرد و برای شروع دوران مدرسهاش آماده میشود، اما وقتی شهریه کودکستانها گران باشد یا تعدادی از آنها آنطور که باید و شاید به وظایف خود عمل نکنند، نهتنها به بهبود روند تعلیم و تربیت کمکی نمیشود، بلکه حتی آثار سوئی را نیز به دنبال خود دارد. به همین دلیل است که سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک شروع به کار کرده تا امور مربوط به مهدهای کودک و مراکز پیشدبستانی و سایر مراکز نگهداری و آموزش کودکان زیر هفت سال را ساماندهی کند، اما امروز و با وجود اینکه حدود سه سال از تشکیل این سازمان میگذرد، هنوز برخی از کودکستانها بدون مجوز به فعالیتشان ادامه میدهند، بدتر اینکه قیمتهای برخیشان هم سر به فلک کشیدهاست! حال این سؤال مطرح است که چه زمانی نتایج اقدامات سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک برای خانوادهها ملموس خواهد شد و همه کودکستانها سر و سامان میگیرند؟
برخورد با کودکستانهای غیرمجاز، شاید وقتی دیگر
حدود ۱/۷ میلیون کودک زیر هفت سال در کشور داریم که نزدیک به ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر از آنها در بازه چهار تا شش سال هستند، این سنی است که باید به آن به چشم یک سرمایه و گنج نگاه شود. باید مسئولان امر شرایطی را آماده کنند تا کودکان در این سن به خوبی پرورش یابند، اما متأسفانه میبینیم که مراکز بدون مجوز قانونی از سوی سازمان ملی تعلیم و تربیت و کاملاً به صورت خودسرانه به فعالیت خود ادامه میدهند و مسیر دلخواه خودشان را در پیش گرفتهاند، بدتر اینکه شهریههای بیحساب و کتاب آنها نیز سببشده همه کودکان نتوانند از خدمات آنها بهرهمند شوند. بیشک یکی دیگر از وظایف سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک شناسایی و مقابله با این مراکز متخلف است، اما چه زمانی قرار است با این مراکز غیرمجاز برخورد قانونی شود؟
بیعدالتی آموزشی از کودکستان!
پیشدبستانی دورهای است که نوآموزان را برای ورود به فضای درس و مدرسه آماده میسازد، در این راستا والدین نوآموزان برای ثبتنام در این دوره تحصیلی ملزم به پرداخت مبلغی به عنوان شهریه میشوند، اما گاهی، قیمت گران شهریه به دغدغه آنها تبدیل خواهد شد. یکی از مدرسههای غیردولتی ابتدایی در خیابان پاسداران تهران، دانشآموزان پیشدبستانی را نیز ثبتنام میکند، اما شهریه این دانشآموزان با شهریه دانشآموزان مقطع ابتدایی هیچ تفاوتی ندارد! یکی از والدین در این رابطه به «جوان» میگوید: «مدرسه است و مجوز قانونی از آموزش و پرورش دارد. دختر بزرگترم در مقطع سوم دبستان است و شهریه ۶۰ میلیون تومانی برایش تعیینشده و شهریه دختر کوچکترم که باید به پیشدبستانی برود هم ۶۰ میلیون تومان است؛ یعنی در مجموع باید ۱۲۰ میلیون تومان برای ۹ ماه تحصیل دو فرزندم بپردازم؛ چیزی حدود ۱۲ میلیون در هر ماه! مسئولان باید پاسخگوی این وضعیت پیش آمدهباشند و بگویند طبق چه قوانینی به مدارس اجازه دریافت شهریههای گران در مقاطع پایه تحصیلی را میدهند؟».
اما گرانی شهریه تنها مربوط به پایتخت نمیشود، بلکه مدتهاست که کودکستانها در برخی از شهرستانها نیز شهریه گران تعیین میکنند. یکی از والدین در این رابطه میگوید: «بخش اعظم مهدهای کودک و پیشدبستانیها شهریه خارج از توان مالیمان را برای ثبتنام میگیرند، پیگیریهایمان در سال گذشته بیفایده بود؛ مثلاً سال گذشته یک مهدکودک در شهرکرد ۱۵ میلیون تومان شهریه میگرفت و امسال این شهریه را حدود ۵۰ درصد گرانتر کردهاست. این در حالی است که هر کدام از ما علاوه بر تأمین شهریه باید کتاب، دفتر، مدادرنگی، کاغذ و چسب را نیز تهیه کنیم که اینها هزینههایمان را بیشتر کردهاست.» او ادامه میدهد: «اگر گرانی شهریههای کودکستان ادامه پیدا کند، بدون شک بسیاری از اقشار متوسط و ضعیف جامعه، از عهده پرداخت آن برنخواهند آمد و کودکشان از مهدکودک و پیشدبستانی محروم خواهد شد. این یعنی آنهایی که پولدار هستند، از پایه آموزش عالی میبینند، اما آنهایی که پول ندارند نمیتوانند مفاهیم ابتدایی را به خوبی یاد بگیرند.»
متأسفانه سیاستهای تعیینشده بر این اساس است که خدمات تربیتی کودک عمدتاً توسط بخش غیردولتی ارائه شود، بدتر اینکه تسهیلاتی نیز برای مؤسسان کودکستانها در نظر گرفته نشدهاست، پس آنها بخش عمدهای از هزینههایشان را از جیب خانوادهها تأمین میکنند. این کار سبب حذف کودکان از خانوادههای ضعیف جامعه میشود و متأسفانه آثار زیانباری را بر تحصیل آنها وارد میکند؛ مثلاً اینکه بیعدالتی آموزشی از همین دوران کودکستان شروع میشود و در مقاطع تحصیلی بعدی نیز گریبان دانشآموز را خواهد گرفت.
تخلفات آشکار
سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک فعالیتش را شروع کرد تا کودکستانها را ساماندهی کند، در حال حاضر، اما مراکزی، چون فرهنگسراها و خانههای فرهنگ که عمدتاً زیر نظر شهرداری فعالیت میکنند، مهدکودک و پیشدبستانی دارند و در آنجا کودکان زیادی را با همان قوانین قبلیشان تعلیم میدهند، این در حالی است که اگر این مراکز زیرمجموعه سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک فعالیت نکنند، تخلف محسوب میشود و باید جلوی آنها گرفتهشود، اما چرا تاکنون اقدامی در این زمینه انجام نشدهاست؟ مجتبی همتیفر، رئیس سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک در این رابطه به «جوان» میگوید: «سازمان نوپایی که به عنوان سازمان تعلیم و تربیت کودک شکل گرفتهاست، میراثدار سالها مدیریت چندپاره است، قاعدتاً ساماندهی این بخش، نیاز به مرور زمان، حوصله و در عین حال کار زیرساختی است، به ویژه که قرار است با نگاه تحولی اداره شود. از این جنبه به نظر میآید بخشی از ملاحظات را باید بر ارزیابی عملکرد این سازمان و نتیجه کارهایش در نظر گرفت. نکته مهم دیگر این است که سازمان فقط متولی کودکستانها نیست، بلکه گستره وسیعی از وظایف و مأموریتهای مرتبط با تربیت و رشد کودکان زیر هفت سال به عهدهاش سپرده شدهاست که باید به آنها نیز توجه کرد. در عین حال این سازمان نوپا باید بتواند خودش را مستقر کند و فرآیندها و سازوکارها و قوانین جدید را بتواند به موقع و به درستی در جای خودشان قرار دهد.»
