سه کودتای ۱۲۹۹شمسی، ۲۸مرداد ۱۳۳۲ و تیر ۱۳۵۹، واجد اهمیت محوریاند و بهمثابه سه ایستگاه تعیینکننده در مسیر تحولات سیاسی ایران به شمار میروند. رویدادهایی که هر یک نه تنها موازنه قدرت داخلی را دگرگون کردند؛ بلکه نسبت ایران با بازیگران خارجی را نیز به شکلی بنیادین بازتعریف نمودند. این سه مقطع، الگویی تکرارشونده از مداخله خارجی در بستر ضعفهای داخلی را نمایان میسازند
جوان آنلاین: روزهای اکنون را درحالی پشت سر مینهیم که کشورمان در دی و اسفند سال گذشته و نیز فروردین سالجاری، یک کودتا و جنگی تمام عیار، اما شکست خورده را پشت سر نهاده است. این امر میطلبد که در مقایسه این رویداد با موارد مشابه در تاریخ معاصر ایران، تأملات و دقتهایی صورت گیرد. مقال پیآمده، با این هدف به نگارش درآمده است.
طرح مسئله
پس از رخدادهای دیماه سال گذشته، رهبر شهید انقلاب اسلامی در دوازدهم بهمنماه و در دیدار با اقشار مختلف مردم، از تعبیر «شبهکودتا» برای توصیف این فتنه استفاده کردند؛ نامگذاریای معنادار که افق تازهای برای بازخوانی تجربه تاریخی ایران معاصر میگشاید. این نامگذاری دقیق و تاریخی، فرصتی فراهم آورد تا نگاهی تحلیلی به سابقه کودتاها در ایران معاصر بیندازیم؛ سابقهای که از کودتای ۱۲۹۹شمسی تا امروز، همواره درسهای مهمی برای حفظ وحدت، اقتدار و اعتبارزایی برای نظام جمهوریاسلامی داشته است. از دیدگاه مورخان، سه کودتای ۱۲۹۹شمسی، ۲۸مرداد ۱۳۳۲ و تیر۱۳۵۹ پایگاه نوژه، واجد اهمیت محوریاند و به مثابه سه ایستگاه تعیینکننده در مسیر تحولات سیاسی ایران شناخته میشوند؛ رویدادهایی که هر یک نه تنها موازنه قدرت داخلی را دگرگون کردند، بلکه نسبت ایران با بازیگران خارجی را نیز به شکلی بنیادین بازتعریف نمودند. این سه مقطع در روایتهای تاریخی، الگویی تکرارشونده از مداخله خارجی در بستر ضعفهای داخلی را نمایان میسازند.
دکتر سهراب یزدانی در کتاب ارزشمند «کودتاهای ایران»، این الگو را در آخرین فصل بهخوبی تشریح کرده و نشان میدهد؛ چگونه ضعف حاکمیت مرکزی و شکافهای اجتماعی، درهای نفوذ بیگانگان را میگشاید و امکان طراحی و اجرای سریع کودتاها با خشونت بالا را فراهم میآورد؛ الگویی که در شکست انقلاب مشروطه نیز بهوضوح دیده میشود. این مسئله در میان سایر مورخان و تحلیلگران نیز مورد اتفاقنظر است که در سه کودتای نخست، عامل مشترک موفقیت یا نزدیکشدن به توفیق، نبود وحدت ملی و ضعف حاکمیت بود؛ چنان که در ۱۲۹۹، حمایت بریتانیا از رضاخان در برابر حاکمیت متزلزل قاجار و در ۲۸مرداد ۱۳۳۲، مداخله مستقیم امریکا و انگلیس دولت ملی دکتر محمد مصدق را سرنگون کرد. اما ماجرای پایگاه نوژه، در کمتر از یکسال از پیروزی انقلاب اسلامی، روایتی متفاوت دارد. این توطئه، به گواهی عبدالله شهبازی در کتاب «کودتای نوژه»، پیچیدهتر، پرهزینهتر و گستردهتر از کودتای ۲۸مرداد بود؛ طرحی که سرویسهای اطلاعاتی خارجی (از جمله سیا وامآی۶) به همراه برخی کشورهای عربی مانند عراق در آن دست داشتند و هدفشان بمباران بیت امام خمینی (ره)، تصرف مراکز کلیدی و براندازی نظام نوپای اسلامی بود. با این حال و برخلاف گذشته، حاکمیت قوی تحت رهبری امامخمینی، اتحاد بیسابقه میان نیروهای سیاسی، نظامی و مردم انقلابی و هوشیاری بهموقع، این نقشه را در نطفه خفه کرد. کشف بهموقع کودتا در ۱۸ تیر و سرکوب سریع آن، نشان داد؛ وحدت و قوی بودن یک نظام چگونه میتواند توطئههای خارجی را ناکام بگذارد. به اینترتیب، توصیف این تجربه تاریخی، عمق تأکید رهبر انقلاب بر وحدت و اقتدار جمهوریاسلامی را بیش از پیش آشکار میسازد.
