ارتباطات نزدیک رهبر شهید با قشر روشنفکر، کاملاً مشهود است، اما ایشان هرگز تحت تأثیر این جریان قرار نگرفتند و عضو هیچ یک از تشکلهای آنها نشدند. آیتالله خامنهای به شدت متأثر از امام خمینی (ره) بودند و از سال ۱۳۳۷ که به قم رفتند، مجذوب ایشان شدند. آیتالله خامنهای جریان روشنفکری را به خوبی میشناختند و از آنجا که مطالعات زیادی نیز داشتند، به نقاط قوت و ضعف آنان واقف بودند. اذعان ایشان به اینکه روشنفکری در ایران بیمار متولد شد، شاهدی بر این معناست
جوان آنلاین: رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای (قده)، با رهبری الهی و مردمی خویش، در تاریخ معاصر ایران نامی جاودان به یادگار گذاشتند و نقش تعیینکنندهای در پیروزی انقلاب اسلامی، تداوم مقتدرانه نظام برآمده از آن و شکوفایی ارزشهای معنوی در جامعه ما و جهان امروز ایفا کردند. در گفتوشنود پی آمده، قاسم تبریزی، پژوهشگر تاریخ معاصر ایران، به این مقوله پرداخته است. او با بررسی زوایای مختلف زندگی و فعالیتهای علمی و سیاسی آیتالله خامنهای، به نقش ایشان در شکلگیری نهضت اسلامی و ترویج مبانی علمی و فرهنگی آن در جامعه اشارت میبَرد. تبریزی همچنین به نحوه تأثیرگذاری آن بزرگ بر جوانان و روشنفکران دوران خویش پرداخته و بر این نکته تأکید میورزد که اراده و ایمان راسخ آیتالله خامنهای در لحظات حساس تاریخ مبارزه، موجب بیداری و اتحاد مردم برای تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی شد. این مصاحبه بخشی از زمینه لازم برای درک عمیقتر از شخصیت و اندیشههای رهبر شهید را فراهم و به خوانندگان کمک میکند از ابعاد مختلف، تأثیرگذاری ایشان در روند انقلاب اسلامی را شناسایی کنند. امید آنکه تاریخپژوهان و عموم علاقهمندان را مفید و مقبول آید.
به عنوان نخستین سؤال، ویژگیهای برجسته قائد شهید انقلاب اسلامی را که در روند مبارزات قبل از پیروزی انقلاب اسلامی پُرثمر بوده است، بیان کنید؟
بسم الله الرحمن الرحیم. ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی و جمعی از هموطنان عزیز، باید عرض کنم که اولین ویژگی ایشان، توانایی در ایراد خطابه است. خطیب بودن نه به معنای عامیانه که به مفهوم یک سخنور جامعالاطراف مدّ نظر است؛ کسی که هم بر ادبیات مسلط و هم در بیان و ارائه مطالب، از این توانمندی برخوردار بود که میتوانست به پرسشها و شبهات روز پاسخ دهد. ایشان در این زمینه، میراثدار بزرگانی، چون سیدجمالالدین اسدآبادی و مرحوم فلسفی قلمداد میشد. ویژگی دوم، تسلط ایشان بر ادبیات عرب و ترجمههای دقیقشان بود. بسیاری از ترجمهها یا لغتبهلغت هستند و طبعاً مفهوم را نمیرسانند یا به قدری آزادند که ممکن است متن دچار تحریف شود، اما ترجمههای ایشان، مانند «آینده در قلمرو اسلام» و «نقش مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان»، بهگونهای است که هم با متن انطباق کامل دارد و هم از نظر محتوایی، کاملاً رساست. قدرت مبانی آن بزرگوار، به ایشان کمک کرد به نقد سکولاریسم و دیگر جریانات ضددینی بپردازد و کتابهای متنوعی را که ترجمه کرد، در همین راستا بود. کتابهایی از اندیشمندان مصری، در دورهای که غربگرایی و غربزدگی به شکل عیان خود را نشان میداد، مورد توجه ایشان قرار میگرفت. همچنین به خوبی با جریانات فرهنگی و ادبی جهان، آشنا بودند. چنانچه به گفته خودشان، کمتر کتابی از آنها منتشر شده بود که مطالعه نکرده باشند؛ از قبیل رمانهای «جنگ و صلح»، «بینوایان»، «کمدی الهی» و آثار رومن رولان. سومین ویژگی آقا، ظاهر شدن در قامت محقق و پژوهشگری ژرفنگر است. ایشان میگفتند که در نوجوانی، کتابها و مجلاتی را از یک کتابفروشی محلی کرایه میکردند و میخواندند. در کارهای تحقیقی، دقتنظر عجیبی داشتند. مثلاً در حوزه «رجالشناسی»، مقالهای که برای کنگره هزاره شیخ طوسی نوشتند یا پژوهشی که به یادنامه علامه امینی ارائه کردند (و به صورت مستقل نیز منتشر شد) و دیگر نوشتارهایشان، شاهدی بر این مدعاست. تحقیق ایشان درباره حوزه علمیه مشهد نیز نمونهای درخشان از این دقتِ علمی است. کتابهای «صلح امام حسن» و «از ژرفای نماز»، از تألیفات آقا در دوره قبل از پیروزی انقلاب اسلامی است. از دیگر آثار آن بزرگوار، «طرح کلی اندیشه اسلامی» بود که برداشت من این است که میتوان آن را ردیهای بر مبانی سازمان موسوم به مجاهدین خلق قلمداد کرد. چاپ اول آن در دفتر نشر فرهنگ اسلامی انجام و به خاطر کمبود صفحات، فقط حدود ۲۰ صفحه منتشر شد که بعدها به ۶۰۰ یا ۷۰۰ صفحه افزایش یافت! چاپ اول آن، بسیار تأثیرگذار بود. این کتاب با اتکا بر قرآن و برخی روایات، به بازطرحِ ایدئولوژی اسلامی پرداخته است و نوعی بصیرت و شناخت نسبت به حکومت و اوضاع اجتماعی مورد نظر اسلام ایجاد میکند. همچنین در سال ۱۳۶۳ ش، در مقالهای برای کنگره امام رضا (ع)، سیر حرکت آن حضرت به ایران و مناظراتشان با علما و دیگر وقایع مربوط را به صورت تحلیلی و کاربردی مطرح کردند. سخنرانی تحقیقی درباره شخصیت علامه اقبال لاهوری در سال ۱۳۶۲ ش انجام دادند که تسلط ایشان بر این حوزه را نشان میدهد. وقتی هم که در کنگره حافظ صحبت کردند، بسیاری از استادان در خصوص عمق و جامعیت نگاه ایشان به این شاعر بزرگ، متحیر شده بودند! نکته مهم در تحقیقاتشان آن است که صرفاً «گردآورنده» نبودند؛ یعنی عادت نداشتند فقط چند مطلب را از این و آن نقل کنند، بلکه با «بینش، نگرش و اجتهاد شخصی»، جوهره موضوع را از دل منابع بیرون میکشیدند. این ویژگی حتی در تحلیلهای ایشان از زندگی ائمه (ع) نیز دیده میشود که چگونه فضای سیاسی و اجتماعی زمانه را تحلیل میکردند و نقشِ امام را در تغییر جریانِ تاریخ نشان میدادند.
در باب جایگاه رهبر شهید در میان عالمان شیعی و تحصیلات حوزوی ایشان، چه نکاتی در خورِ اشاره هستند؟
