در ۱۸ و ۱۹ دی ماه، شاهد یک رشته عملیات تروریستی عوامل سیا و موساد در کشورمان بودیم که آقای شهبازی از آن بهعنوان «انقلاب ملی» یاد میکند! اما هیچ گاه متذکر نمیشود که اجزای این انقلاب ملی و افرادی که این آشوب و کشتار را در کشورمان تدارک دیدند، توسط چه نهادها و جریاناتی تأمین مالی و مسلح شدهاند؟ در کجا آموزش دیدهاند؟ و چه کسانی رهبری و مدیریت آنان را بر عهده داشتهاند؟ به او توصیه میکنم که دست از فریبکاری بردارد!
جوان آنلاین: در سالیان اخیر و همزمان با خروج عبدالله شهبازی از کشور، شاهد تغییر مواضع سیاسی و تاریخی نامبرده در موضوعات گوناگون بودهایم. در ماههای اخیر، اما او تمامی ادعاها و ملاحظات گذشته را به کناری نهاده و در قامت تئوریپرداز حمله امریکا و اسرائیل به ایران، سقوط نظام جمهوری اسلامی و بازگشت تبار پهلوی به قدرت ظاهر شده است. در بازخوانی زمینههای شکلگیری تئوریهای نوین شهبازی و تناقضات آن، با دکتر موسی فقیهحقانی، پژوهشگر تاریخ معاصر ایران به گفتوگو نشستهایم. ریاست پژوهشکده تاریخ معاصر، علاوه بر شناخت شخصی از این نویسنده و تاریخ پژوهِ نادم، با سیر تطور وی نیز آشنایی دقیق دارد و این همه باعث شده است گفتوشنود پی آمده، تصویری دقیق از اکنونِ شهبازی به دست دهد. امید آنکه مفید آید.
با عنایت به اینکه شما از پیشینه و کارنامه آقای عبدالله شهبازی شناختی دقیق و جامع دارید، عقبگرد نظری و عملی وی در شرایط کنونی را چگونه ارزیابی میکنید؟
بِسْمِ اللَهِ الرَحْمَنِ الرَحِیمِ. قال الله تعالی: «مَثَلُ الَذِینَ حُمِلُوا التَوْرَاةَ ثُمَ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًا» (سوره مبارکه جمعه/ آیه ۵). در یک کلام باید گفت، آقای عبدالله شهبازی که باید خود از تاریخ عبرت میگرفت، امروز به عبرتی در تاریخ معاصر ایران تبدیل شده است! کسی که روزی علیه دیکتاتوری پهلویها کتاب مینوشت، امروز مزدوری آن خاندان را میکند! کسی که روزی افتخار میکرد پدرش شهیدِ مبارزه با دیکتاتوری پهلوی بوده، امروز با قاتلان پدر خود همپیمان شده است! کسی که روزی در راستای افشای زرسالاران یهودی مجلدات متعدد به نگارش درآورد، امروز، خود به آلت دست همان زرسالاران مبدل شده است! بهراستی چگونه میشود، فردی به برکت انقلاب اسلامی از ورطه حزب توده خلاص شود و بر اثر لجاجت، بیکفایتی و تحلیل غلط، در لجنزار موساد و سیا و پهلویسم فرو رود و برای آنها تئوریسازی و تئورینویسی کند؟ و برای سقوط جمهوری اسلامی به آنان راهکار دهد؟ بسیاری از دلسوزان با توجه به شخصیت آقای شهبازی و نمکناشناسی او، از همان ابتدا این گمان را میبردند که او اگر به خارج برود، احتمال سقوطش وجود دارد؛ اما اینکه او به مهرهای برای نظریهپردازی و راهکارنویسی برای سقوط جمهوری اسلامی تبدیل شود، فراتر از حدسها و یکی از عبرتهای بزرگی است که باید به آن توجه جدی کرد.
کلان تحلیلِ نامبرده از این قرار است که منافعِ (به تعبیر ما) استکبار جهانی و صهیونیسم بینالملل، با منافع ملت ایران در سرنگونی نظام جمهوری اسلامی همسو و یک فرصت طلایی برای ساقط کردن این نظام فراهم شده است! سخن این است که آقای شهبازی! با چه مبنایی و با کدام شواهد به این تحلیل و نتیجه رسیدهاید؟ از کدام مردم سخن میگویید؟ از مردمی که زیر بمباران و موشکباران، در مقابل تجاوز ناجوانمردانه امریکا و اسرائیل ایستادهاند؟ در تظاهرات شرکت میکنند و برای ممانعت از فعالیت خرابکاران و تروریستهایی که شما برای آنها و همچنین برای به خون کشیدن جامعه ایرانی راهکار ارائه میدهید، در خیابانها حضور خود را حفظ کردهاند؟ شما از چنین مردمی صحبت میکنید یا مردمی که در توهماتتان آنها را پرداختهاید؟ گمان میکنم که دلارهای زرسالاران یهودی، چشم شما را کور کرده است! علاوه بر چشم باطنتان که کور شده، چشم ظاهرتان را نیز از دست دادهاید یا واقعیتها را نمیبینید یا بر اساس مأموریتهایی که به شما محول شده، قرار است این صحنه خونین را برای کشور ما تئوریزه کنید. این خواب عبثی است که شما، همگنان و دوستانتان، آن را به گور خواهید برد. آقای شهبازی! میشود شما را مصداق آیهای تلقی کرد که در ابتدای سخنانم به آن اشاره کردم. علمای بنیاسرائیل تورات را حمل میکردند، ولی دستورات آن را بر عهده نمیگرفتند و به آن عمل نمیکردند. خداوند عزیز در وصف ایشان، آنان را به چهارپایانی تشبیه کرده است که فقط سنگینی کتاب را تحمل میکنند. مطالعات تاریخی شما- اگر واقعاً به مطالعات تاریخی خود و نتایجی که از این مطالعات میگرفتید، پایبند میبودید- نباید شما را به این منجلاب میکشاند. عجیب است سرنوشت کسی که علیه زرسالاران یهودی کتاب مینوشت، با احبار بنیاسرائیل در عمل نکردن به دستورات الهی یکی شده و همچون چهارپایان، باری از مطالعات تاریخی بر گردههای او قرار گرفته، اما هیچ تأثیری در اصلاح رفتار او نداشته است! این خود عبرتی بزرگ برای تاریخنگاران این کشور است که مراقبت کنند تا به چنین سرنوشتی دچار نشوند.
به کلان تئوری آقای شهبازی درباره مماس شدن منافع امریکا و اسرائیل، با مردمی که از آنها سخن میگوید، اشاره کردید. آسیبها و حفرههای این تصور، چه نکاتی هستند؟
