بازمانده از تحصیل در تعاریف، کودکان و نوجوانانی هستند که به دلیل تبعیض طبقاتی، فقر فرهنگی و سایر محدودیتها و محرومیتها از تحصیل جاماندهاند؛ آنها با گروه سنی ۶ تا ۱۸ سال، با وجود اینکه نیازمند رفتن به مدرسه هستند، اما به دلایل مختلفی در هیچ یک از مقاطع تحصیلی مشغول به تحصیل نیستند، بازماندگی از تحصیل در مقطع ابتدایی یعنی ترویج بیسوادی و اینکه یک دانشآموز هنوز یک راهی را شروع نکرده که بتواند آن را ادامه دهد.
جوان آنلاین: تحصیل باید رایگان باشد، اما نیست، مدارس خوب دولتی باید در همه مناطق و در دسترس همه دانشآموزان باشد، اما نیست! در نتیجه این نبودن ها، تعدادی از کودکان و نوجوانان از تحصیل باز میمانند و آینده آنها، خانوادهشان و همچنین جامعه تحتتأثیر قرار میگیرد. در مقابل این اتفاق ناخوشایند، مسئولان پشت تریبون میآیند و درباره آمار صحبت میکنند، بیآنکه اقدام مؤثری برای کاهش این آمار انجام دهند.
شرایط به گونهای پیش رفته که خانوادهها درگیر دلمشغولیهای آغاز سال تحصیلی شدهاند و دیگر از اصل ماجرا که همان سوادآموزی و مهارتآموزی آیندهسازان کشور است، دور ماندهاند؛ سالهاست بسیاری از والدین نمیدانند چگونه از عهده خرج تحصیل فرزندانشان بربیایند، چراکه از همان ابتدا، شهریه (یا همان کمک به مدرسه زوری!) طلب میشود و کادر آموزشی تلویحاً اعلام میکند اگر مبلغ تعیین شده، پرداخت نشود، دانشآموز را ثبتنام نمیکنند! اما این همه ماجرا نیست؛ حتی اگر شهریه مدرسه نیز پرداخت شود، خرجهای دیگری بابت لباس فرم، کتب درسی و کمک درسی روی دست خانوادهها گذاشته میشود! البته این به غیر از خرید کیف، کفش و لوازمالتحریر موردنیاز برای تحصیل دانشآموزان است. بماند که در طول سال تحصیلی هزینههای دیگری به عنوان تکثیر برگههای امتحانی نیز اضافه میشود! به همین دلیل است که خانوادههای عمدتاً از قشر ضعیف جامعه قید تحصیل فرزندشان را میزنند، خانوادههایی که گاه تعداد فرزندشان کم نیست و وقتی هزینه مدرسه رفتن بچهها را برآورد میکنند، میبینند که از عهدهاش برنمیآیند، به همین دلیل این کودکان و نوجوانان وارد بازار کار میشوند و در آیندهشان، «علم» جایگاهی ندارد! به تازگی معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش اعلام کرده که فقط در مقطع ابتدایی ۱۸۴ هزار دانشآموز بازمانده از تحصیل داریم؛ آماری که یک مقام مسئول به صورت رسمی و فقط برای یک مقطع تحصیلی اعلام کرده و به طور حتم آمار ترک تحصیل پنهان و غیررسمی بیش از عدد مطرح شده است.
فاصله آمار غیررسمی و رسمی
بازمانده از تحصیل در تعاریف، کودکان و نوجوانانی هستند که به دلیل تبعیض طبقاتی، فقر فرهنگی و سایر محدودیتها و محرومیتها از تحصیل جاماندهاند؛ آنها با گروه سنی ۶ تا ۱۸ سال، با وجود اینکه نیازمند رفتن به مدرسه هستند، اما به دلایل مختلفی در هیچ یک از مقاطع تحصیلی مشغول به تحصیل نیستند، بازماندگی از تحصیل در مقطع ابتدایی یعنی ترویج بیسوادی و اینکه یک دانشآموز هنوز یک راهی را شروع نکرده که بتواند آن را ادامه دهد.
هفته گذشته، رضوان حکیمزاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در پاسخ به سؤالی درباره آمار دانشآموز ابتدایی بازمانده از تحصیل، در سال تحصیلی جدید گفت: «در روز اول شروع به کار در معاونت آموزش ابتدایی، آمارهای اولیه را درخواست کردم و بنابر آماری که من تحویل گرفتم ما در دوره ابتدایی در سال تحصیلی ۱۴۰۳- ۱۴۰۲ حدود ۲۱۶ هزار و ۲۴۳ کودک بازمانده از تحصیل داشتهایم که از این تعداد ۳۱ هزار و ۵۱۸ نفر تاکنون به تحصیل بازگشتهاند.» البته این آمار رسمی از کودکان بازمانده از تحصیل است، با یک حساب سرانگشتی میتوان دریافت از میان حدود هزارو ۵۰۰ شهر و ۲ هزارو ۵۰۰ دهستان در کشور، تعداد دانشآموزان بازمانده از تحصیل بیش از این حرفهاست. بدون شک اگر بتوانیم آمار کودکان بازمانده از تحصیل را دقیقتر و براساس محل زندگی آنها پیدا کنیم، راحتتر میتوانیم علت بازماندگی از تحصیل را بیابیم و به دنبال حل آن باشیم.
