آلاحمد بهخوبی دریافته بود، در جهان جدید قدرت فقط با ارتش و اقتصاد عمل نمیکند، بلکه با تولید تصویر، ساختن روایت، دعوت از نخبگان، خاطرهسازی و جهتدهی به افکار عمومی نیز خود را تثبیت میکند. به همین دلیل، نوشتههای او درباره اسرائیل و فلسطین را میتوان نقدی زودهنگام بر «سیاست روایت» نیز دانست. او میدید چگونه ممکن است وجهی از واقعیت پررنگ شود و وجهی دیگر در حاشیه بماند
جوان آنلاین: بررسی مواجهه روشنفکران ایرانی با مسئله فلسطین، بخشی مغفول از تاریخ فکری معاصر ایران است. در این میان، زندهیاد جلال آلاحمد جایگاهی ویژه دارد؛ نویسندهای که در میانه دهه ۴۰شمسی، همزمان با اوجگیری برخی شیفتگیها نسبت به ظواهر اجتماعی و توسعهگرایانه اسرائیل، کوشید با نگاهی انتقادیتر، این پدیده را در نسبت با مناسبات استعمار، بحران جهان عرب و آرایش جدید قدرت در خاورمیانه تحلیل کند. مقال پیآمده در اینباره به نگارش درآمده است.
طرح مسئله
سایه سنگین جنگ بر غزه، امروز فقط یک بحران سیاسی در خاورمیانه نیست؛ فاجعهای انسانی و تاریخی است که ریشههای آن به دههها پیش بازمیگردد. در میان انبوه روایتهایی که در سالهای پس از انقلاب درباره فلسطین شکل گرفته، کمتر به این پرسش پرداخته شده است که روشنفکران ایرانی در دهههای میانی قرن بیستم، پیش از آنکه مسئله فلسطین به یکی از محورهای رسمی سیاست خارجی ایران بدل شود، چگونه به آن مینگریستند؟ این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که نشان میدهد، نسبت ایرانیان با مسئله فلسطین، فقط محصول تحولات سیاسی متأخر نیست، بلکه پیشینهای فکری و فرهنگی نیز دارد.
در این میان نام و دیدگاههای زندهیاد جلال آلاحمد جایگاهی خاص دارد. او تنها نویسندهای برجسته یا داستانپردازی تأثیرگذار نبود، بلکه روشنفکری درگیر با مسائل بنیادین زمانهاش بود از استعمار و هویت گرفته تا نسبت جهان غیرغربی با مدرنیته و سلطه. جلال از آن دسته نویسندگانی نبود که به سطح پدیدهها قانع شوند. او میکوشید از پس نظم ظاهری، بنیانهای تاریخی و سیاسی هر پدیده را ببیند. همین ویژگی است که سفر او به اسرائیل را به رخدادی مهم در سیر فکریاش و نیز در تاریخ روشنفکری معاصر ایران تبدیل میکند.
