قلعههای هفتگانه الموت، بهعنوان سیامین میراث جهانی، افتخار تازهای برای میراث فرهنگی ایران رقم زدند
محمدرضا هادیلو – جوان آنلاین: پرونده «قلعه الموت و استحکامات وابسته» طی روزهای اخیر بهعنوان سیامین اثر میراث فرهنگی ملموس ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو جای گرفت تا برگ زرین دیگری بر افتخارات تمدنی این سرزمین افزوده شود. این مجموعه تاریخی با دارا بودن چهارمعیار از معیارهای ششگانه یونسکو، ظرفیتی منحصربهفرد را به نمایش گذاشته که آن را در ردیف میراث شاخصی، چون پاسارگاد، تختسلیمان و گنبد سلطانیه قرار میدهد. آنچه الموت را در میان آثار ثبتشده ایران متمایز میکند، ماهیت شبکهای و زنجیرهوار آن است. این پرونده نه یک بنای منفرد، بلکه مجموعهای از هفت دژ راهبردی شامل قلعههای الموت، لمبسر، نویذرشاه، شمسکلایه، شیرکوه، قسطینلار و ایلان را در بر میگیرد. این ثبت جهانی در حالی رخ داد که پیشتر در سال ۱۴۰۰، چشمانداز فرهنگی الموت در فهرست میراث جهان اسلام (آیسسکو) به ثبت رسیده بود و کالبد اصلی آن نیز از سال ۱۳۸۱ در فهرست آثار ملی ایران قرار داشت.
چهلوهشتمین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو از ۲۹ تیر تا ۷ مرداد ۱۴۰۵ در شهر بوسان جمهوری کره، به مدت ۱۰ روز میزبان ۳ هزار نماینده از ۱۹۶ کشور جهان بود تا ۳۰پرونده جدید را برای ورود به تالار افتخارات بشری بررسی کند. در نخستین روز این رویداد که برای اولین بار به میزبانی کره جنوبی برگزار شد، «اعلامیه بوسان» با هدف مقابله با تهدیداتی نظیر تغییرات اقلیمی و درگیریهای مسلحانه به تصویب رسید. سرانجام در روز ۴مردادماه، هیئت ارزیابی یونسکو با رأی مثبت خود، الموت را که به معنای «آشیانه عقاب» است و قدمتی هزارو۱۶۲ ساله دارد، جهانی کرد. این دژ که در ارتفاع ۲هزارو۱۶۳ متری از سطح دریا و در ۱۰۵کیلومتری قزوین واقع شده، نه تنها یکی از مستحکمترین دژهای نظامی، بلکه روایتگر دوران پرفرازونشیبی از تاریخ ایران است. ثبت جهانی این اثر، آغاز مرحلهای نوین از حفاظت علمی و بهرهگیری از تجارب بینالمللی، مشابه آنچه در دهه ۷۰ برای چغازنبیل رخ داد؛ خواهد بود.
ریشه نام رازآلود الموت
واژه «الموت» از دو بخش «اله» و «اموت» تشکیل شده و در منابع تاریخی و گویش محلی، برای هر دو جزء معناهای روشنی ذکر شده است. «اله» در زبان مردم رودبار الموت و نیز نزد ساکنان گیلان و مازندران، به معنای «عقاب» است و این کاربرد هنوز هم در گفتار محلی و نام برخی مکانها مانند «الهنشینی بند» دیده میشود. در متون کهن نیز این واژه با همین معنا آمده است. جزء دوم، یعنی «اموت»، از دید بیشتر مورخان، از ریشه «آموختن» گرفته شده و به معنای آموزش است. ابناثیر، زکریای قزوینی و حمدالله مستوفی هر یک در نوشتههای خود به این نکته اشاره کردهاند که «الموت» به معنای جای آموزش عقاب یا آشیانه عقاب بوده است. بر اساس این روایتها، نام این قلعه به دلیل موقعیت بلند، استوار و مسلط آن بر سرزمینهای پیرامون انتخاب شده است. در نتیجه، «الموت» را میتوان واژهای مرکب دانست که مفهومی نزدیک به «آشیانه عقاب»، «عقابآموز» یا «عقابآموخت» را در خود نهفته دارد.
معماری هوشمند در دژهای هفتگانه
شبکه دفاعی الموت که در سدههای ۱۱ تا ۱۳ میلادی شکل گرفته، حاصل شناخت دقیق جغرافیا و مدیریت منابع است. این زنجیره از قلعهها، پهنهای به وسعت ۲هزارکیلومتر مربع را پوشش میداد که شامل سیستمهای پیچیده آبیاری، مزارع و مدیریت راهبردی بود.
سمانه علیانی، پژوهشگر و کارشناس میراث فرهنگی، در اینباره میگوید: «مجموعه قلعه الموت و استحکامات وابسته با برخورداری از چهارمعیار ثبت جهانی، واجد ارزش برجسته جهانی است و بهواسطه معماری کمنظیر و نظام دفاعی پیشرفته، در زمره شاخصترین یادگارهای دوره سلجوقی قرار میگیرد. طراحی هوشمندانه سامانههای تأمین آب و ذخیره آذوقه موجب میشد ساکنان قلعه در محاصرههای طولانی تاب بیاورند. مرتفعترین بخش قلعه همزمان نقش دفاع نظامی و محل استقرار نیروها را داشته که بیانگر مهندسی نظامی دقیق در آن دوران است.»
البرز مرکزی، پناهگاه تاریخ و تمدن
اهمیت الموت تنها در کالبد سنگی آن نیست، بلکه در نقش تاریخی آن بهعنوان مرکز فکری و سیاسی اسماعیلیان نزاری نهفته است؛ جایی که نام اندیشمندانی، چون خواجه نصیرالدین طوسی با آن گره خورده است.
سیدمحمد بهشتی، پیشکسوت میراث فرهنگی با تأکید بر جایگاه راهبردی این منطقه اظهار میکند: «البرز مرکزی در طول تاریخ ایران بهواسطه ویژگیهای طبیعی خود، همواره نقش یک دژ طبیعی را ایفا کرده و مأمن حکومتهای محلی بوده است. شواهد نشان میدهد بسیاری از این قلعهها از دوره اشکانی مورد استفاده بودهاند، اما در دوره سلجوقی شبکهای منسجم از استحکامات در این منطقه شکل گرفت. ثبت جهانی این مجموعه به معنای ثبت بخشی از حافظه تاریخی و تمدنی ایران است که بدون آن، روایت تداوم معماری ما کامل نمیشد.»
