مصافی دینی و انسانی با پروژه حذف یک ملت 

آیت‌الله طالقانی مسئله فلسطین را تنها از زاویه همبستگی اسلامی نمی‌دید، هرچند این عنصر در مواضع او حضوری جدی داشت، اما فراتر از آن، این کشور برای او نمونه‌ای روشن از وضعیتی بود که در آن یک ملت در معرض حذف تاریخی قرار می‌گیرد و قدرت‌های بزرگ با پشتیبانی از یک پروژه سیاسی، امکان تثبیت و توسعه بی‌عدالتی را فراهم می‌کنند. از این منظر، فلسطین در اندیشه او همزمان از جنبه‌های دینی، ضد استعماری و اخلاقی برخوردار بود

آیت‌الله طالقانی مسئله فلسطین را تنها از زاویه همبستگی اسلامی نمی‌دید، هرچند این عنصر در مواضع او حضوری جدی داشت، اما فراتر از آن، این کشور برای او نمونه‌ای روشن از وضعیتی بود که در آن یک ملت در معرض حذف تاریخی قرار می‌گیرد و قدرت‌های بزرگ با پشتیبانی از یک پروژه سیاسی، امکان تثبیت و توسعه بی‌عدالتی را فراهم می‌کنند. از این منظر، فلسطین در اندیشه او همزمان از جنبه‌های دینی، ضد استعماری و اخلاقی برخوردار بود

جوان آنلاین: مسئله فلسطین در تاریخ معاصر، فقط یک منازعه ارضی یا نزاع سیاسی میان دو طرف نبوده، بلکه از آغاز قرن بیستم به یکی از گره‌گاه‌های اصلی جهان جدید مبدل شده است. در میان چهره‌های دینی ـ سیاسی ایران در سده اخیر، آیت‌الله سید محمود طالقانی مکانت خاصی دارد. او فلسطین را نه موضوعی حاشیه‌ای و تبلیغاتی، بلکه مسئله‌ای ریشه‌دار، تاریخی و اخلاقی می‌دانست. در نگاه او، فلسطین فقط اشغال یک سرزمین نبود، بلکه نشانه پیوند استعمار با سلطه سیاسی، بی‌عملی دولت‌های اسلامی و محروم شدن یک ملت از حق تعیین سرنوشت بود. مخالفت او با صهیونیسم را باید در چارچوب کلی‌تر اندیشه‌اش فهمید؛ اندیشه‌ای مبتنی بر توحید، عدالت، آزادی، نفی استبداد و مقابله با سلطه خارجی. اهمیت بازخوانی دیدگاه او در این است که صهیونیسم را با یهودیت یکی نمی‌گرفت. او میان یک دین با یک پروژه سیاسی مدرن تفاوت می‌گذاشت و همین تمایز، نگاهش را برای امروز نیز قابل بررسی می‌کند. این مقاله می‌کوشد با رویکردی پژوهشی و تحلیلی، خطوط اصلی نگاه آیت‌الله طالقانی به صهیونیسم و مسئله فلسطین را بازسازی و ارزیابی کند؛ امید آنکه مفید افتد. 
 
 فلسطین در افق فکری آیت‌الله سید محمود طالقانی
فلسطین در نگاه آیت‌الله طالقانی موضوعی مقطعی یا صرفاً سیاسی نبود، بلکه در امتداد منظومه فکری او درباره دین، عدالت و رهایی انسان معنا می‌یافت. او اسلام را دینی نمی‌دانست که فقط به مناسک فردی یا نجات اخروی بپردازد؛ در آثار تفسیری، سخنرانی‌ها و مواضع سیاسی‌اش، دین همواره با مسئولیت اجتماعی، آگاهی تاریخی، آزادی، شورا، مبارزه با استبداد و نفی سلطه پیوند می‌خورد. از همین رو، دفاع از فلسطین برای او امری طبیعی در چارچوب همان فهم کلی از دین بود، نه واکنشی گذرا به یک رخداد سیاسی. 
آیت‌الله طالقانی مسئله فلسطین را فقط از زاویه همبستگی اسلامی نمی‌دید، هرچند این عنصر در مواضع او حضوری جدی داشت، اما فراتر از آن، این کشور برای او نمونه‌ای روشن از وضعیتی بود که در آن یک ملت در معرض حذف تاریخی قرار می‌گیرد و قدرت‌های بزرگ با پشتیبانی از یک پروژه سیاسی، امکان تثبیت بی‌عدالتی را فراهم می‌کنند. از این منظر، مسئله فلسطین در اندیشه او همزمان جنبه‌ای دینی، ضداستعماری و اخلاقی داشت. اهمیت این نکته در آن است که مواضع آیت‌الله طالقانی را نباید به فضای پس از انقلاب ۱۳۵۷ محدود کرد. او پیش از انقلاب نیز نسبت به مسئله فلسطین حساس بود و آن را در کنار دیگر مسائل جهان اسلام و جوامع تحت سلطه می‌دید. بنابراین، اگرچه انقلاب ایران زمینه بیان علنی‌تر این مواضع را فراهم کرد، اما اصل این نگرش پیشینه‌ای عمیق‌تر در اندیشه و فعالیت سیاسی او داشت. 

 کنگره اسلامی قدس و تفکیک ملت از دولت
یکی از نقاط مهم در بررسی مواضع آیت‌الله طالقانی درباره فلسطین، حضور او در کنگره اسلامی قدس در دی ۱۳۴۰ در اردن است. این حضور در شرایطی رخ داد که حکومت پهلوی، هرچند غالباً در پوشش مناسبات غیرعلنی و ملاحظات دیپلماتیک، در مسیر گسترش روابط خود با اسرائیل قرار داشت. از این رو، حضور یک روحانی مبارز ایرانی در چنین مجمعی فقط مشارکتی نمادین نبود، بلکه حامل این پیام بود که سیاست رسمی دولت ایران را نمی‌توان با موضع واقعی ملت ایران یکسان گرفت. در همین چارچوب، آیت‌الله طالقانی تأکید داشت که ملت ایران مخالف صهیونیسم است و حساب ملت از دولت‌های دست‌نشانده جداست. از نظر او، دولت‌های استبدادی و وابسته، الزاماً بازتاب‌دهنده وجدان عمومی ملت‌ها نیستند؛ ازاین‌رو، نزدیکی رژیم پهلوی به اسرائیل را نباید نشانه بی‌اعتنایی مردم ایران به سرنوشت فلسطین دانست. آنچه این موضع را مهم‌تر می‌کند، آن است که در نگاه طالقانی، مسئله فلسطین فراتر از تصمیمات رسمی دولت‌ها قرار می‌گرفت. او فلسطین را مسئله‌ای مربوط به وجدان تاریخی ملت‌ها، مسئولیت دینی مسلمانان و تعهد اخلاقی انسان‌های آزاده می‌دانست. از این رو، در نخستین نماز جمعه روز قدس در سال ۱۳۵۸ تصریح کرد: «مسئله بیت‌المقدس، مسئله‌ای نیست که تنها مربوط به مسلمین و مسیحیین باشد. مسئله انسان آزاد دنیاست. مسئله همه ادیان الهی است. همه مردم دنیا برای نجات بیت‌المقدس و حامیان و نگهبانان آن که فلسطینی‌ها باشند، باید قیام کنند….»
بُعد دیگر این نگرش، فهم آیت‌الله طالقانی از بیت‌المقدس به‌مثابه کانون توحید و رهایی بود. او بر این نکته پای می‌فشرد که مسجدالاقصی صرفاً یک مکان جغرافیایی نیست، بلکه یکی از دو مرکز بزرگ توحید در تاریخ ادیان ابراهیمی است. از نظر او، صهیونیسم این مرکز را از معنای توحیدی و انسانی آن تهی کرده و آن را به «مرکز شرک و خودخواهی، خودبینی، نژادپرستی، جنایت، ظلم، خشونت» بدل ساخته است. از همین منظر تصریح می‌کرد: «بیت‌المقدس از آن همه ادیان الهی است، اسلام، مسیحیت، یهودیت و اینها به انحصار خود درآورده‌اند؛ این مرکز باید از لوث صهیونیسم پاک شود….» 

 تمایز یهودیت و صهیونیسم
از مهم‌ترین ابعاد نگاه آیت‌الله طالقانی به مسئله فلسطین، تفکیک میان یهودیت به‌عنوان یک دین کهن و صهیونیسم به‌عنوان یک ایدئولوژی سیاسی مدرن بود. این تمایز فقط یک دقت مفهومی نیست، بلکه از حیث اخلاقی و سیاسی نیز اهمیتی اساسی دارد. یهودیت یکی از ادیان بزرگ ابراهیمی با تاریخی طولانی و تجربه‌ای سنگین از رنج و تبعید است؛ در مقابل، صهیونیسم پدیده‌ای جدید و سیاسی است که در بستر ملی‌گرایی مدرن اروپا شکل گرفت و با هدف تأسیس دولت یهودی در فلسطین، به پروژه‌ای مبتنی بر اشغال، جابه‌جایی و حذف تاریخی مردم بومی این سرزمین انجامید. از این‌رو، خلط یهودیت و صهیونیسم هم تحلیل تاریخی را مخدوش می‌کند و هم می‌تواند به نفرت دینی و قومی دامن بزند. 
مواضع آیت‌الله طالقانی نشان می‌دهد که او این تمایز را به‌روشنی درک کرده بود. عبارتی که در سطور فوق از وی نقل کردیم، نشان می‌دهد که در نگاه او، قدس نه ملک انحصاری یک قوم و نه سرمایه سیاسی یک جریان خاص، بلکه میراث مشترک ادیان توحیدی است. بر این اساس و در اندیشه او، نزاع بر سر فلسطین خصومت میان اسلام و یهودیت نیست، بلکه به سلطه‌جویی یک پروژه سیاسی بازمی‌گردد. او همچنین تأکید می‌کند: «یهودیان و کلیمیان متدین هم باید از این روش صهیونیست‌ها متأثر باشند….» این عبارت نشان می‌دهد که از نظر او صهیونیسم را نباید با دینداری یهودی یکی گرفت. از همین منظر، طالقانی در نقد صهیونیسم آن را با مفاهیمی، چون سلطه، انحصار، ظلم، نژادپرستی و خشونت توضیح می‌دهد. بنابراین، مخالفت او با صهیونیسم صورتی سیاسی، اخلاقی و ضداستعماری دارد، نه مذهبی به معنای نفرت از پیروان یک دین. اهمیت این رویکرد در جهان معاصر دوچندان است. در فضای امروز هر نقدی به سیاست‌های اسرائیل، گاه برچسب یهودستیزی می‌خورد و برخی مخالفت‌ها با صهیونیسم نیز به نفرت مذهبی یا قومی آلوده می‌شوند. بازخوانی دیدگاه آیت‌الله طالقانی از این حیث اهمیت دارد که نشان می‌دهد می‌توان میان نقد اشغال و تبعیض از یک‌سو و احترام به تنوع دینی و انسانی از سوی دیگر جمع کرد. 

 از مسجدالاقصی تا دیدار با عرفات و روز قدس
در نگاه آیت‌الله طالقانی، قدس و مسجدالاقصی صرفاً یک مکان مقدس نبودند، بلکه در امتداد تاریخ توحید و رسالت پیامبران معنا پیدا می‌کردند. ایشان با ارجاع به آیه آغازین سوره اسرا، پیوند مسجدالحرام و مسجدالاقصی را نشانه وحدت دو کانون بزرگ توحید می‌دانست؛ دو مرکزی که باید از آلودگی شرک، خودخواهی و سلطه پاک بمانند. از این منظر، مسجدالاقصی در اندیشه او تنها یک بنای مذهبی نبود، بلکه نماد پیوستگی رسالت‌های الهی و مسئولیت مؤمنان در برابر ظلم به شمار می‌رفت. بر همین اساس، اشغال قدس در مواضع آیت‌الله طالقانی، صرفاً تصرف یک شهر تلقی نمی‌شد. ایشان تصریح کرد که مسئله بیت‌المقدس «تنها مربوط به مسلمین و مسیحیین» نیست، بلکه «مسئله انسان آزاد دنیا» و «مسئله همه ادیان الهی» است. این تعبیر نشان می‌دهد که او قدس را فراتر از یک نزاع منطقه‌ای می‌دید و می‌کوشید آن را در افقی انسانی و تاریخی صورت‌بندی کند. این نگاه در تحلیل او از مسجدالاقصی نیز آشکار بود. ایشان از مسجدالحرام و مسجدالاقصی به‌عنوان «دو ریه زنده» و «دو مناره توحید» یاد کرد که باید «هوای پاک» را به زندگی بشر برسانند. در فهم او، مسئله قدس نه فقط بر سر مالکیت یک سرزمین، بلکه بر سر حفظ یک میراث تمدنی بود. 
پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، این نگاه با صراحت بیشتری در فضای سیاسی ایران بیان شد. سفر یاسر عرفات به تهران در روز‌های نخست پس از انقلاب، نمادی از این پیوند بود. آیت‌الله طالقانی در دیدار با عرفات گفت: «من نمی‌دانم بیدارم یا خوابم که شما را در ایران و در خانه خودتان می‌بینم….» همچنین تصریح کرد: «اکنون در این سرزمین و این کشور اسلامی، دست راست اسرائیل قطع شده است و بر شماست که دست دگرش را قطع کنید….» این تعبیر، بازتاب‌دهنده زبان انقلابی آن مقطع بود. در نهایت، روز قدس در نگاه آیت‌الله طالقانی صرفاً یک مناسبت سیاسی نبود، بلکه تلاشی برای زنده نگهداشتن حساسیت عمومی نسبت به بی‌عدالتی بود. ایشان با طرح این نکته که بیت‌المقدس متعلق به همه انسان‌های آزاد است، فلسطین را به معیاری برای سنجش وجدان سیاسی معاصر تبدیل کرد. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *