در عرصههایی که نگاه آیندهنگرانه و نظارت مستقیم رهبر شهید حاکم بود، کشور به جهشی باورنکردنی دست یافت. موفقیتهای بیبدیل در صنایع دفاعی، پیشتازی در نانوتکنولوژی، پیشرفت در پژوهشهای سلولهای بنیادین و خودکفایی در صنایع دارویی و…، همگی گواه این حقیقتند که هرگز مشکل در کمبود راهکار یا نبود رهبری جامع نگر نبود، بلکه مانع اصلی، اندیشههای وابسته و قبیلهای بود که اجازه نمیداد این الگو در تمام ابعاد کشور حاکم شود
جوان آنلاین: آنچه در پی میآید، اگر چه از تاریخ مایه میگیرد، اما بدان منحصر نیست. واگویه ریشههای یک مظلومیــت است، مظلومیت مقتدرانهای که از امام شهید سراغ گرفت. این متن به قصد انگیزش عواطف خواننده نیز نگاشته نشده است، بل به عبرتی تاریخی از حیات و شهادت آن بزرگ نظر دارد که امید میرود تا حاصل شود.
طرح مسئله
تشییع رهبر شهید تمام شد. صدای الوداع در کوچههای شهر خوابید و جمعیت اندکاندک پراکنده شدند، اما در فضای خالی مانده پس از رفتن آن بزرگ، سؤالی، چون خنجر بر قلب مینشیند: «بعد از تو چه میشود؟» ترسناکترین لحظه، لحظه فرداست! ترس از اینکه دوباره همان ماشینهای زنگزده انحراف و چندگانگی به راه بیفتند و کسانی که در حضور تو، لباسی از وجاهت به تن کرده بودند از فردا و دوباره به کار «دوقطبیسازی» و «بازی رسانهای» شوند. ما از این میترسیم که نبود تو به بهانهای برای بازگشت همان شرایط تلخ تبدیل شود که سالها در اوج عزت و اقتدار، برایت چیزی جز رنج نمیآورد.
ما امروز سوگوار مردی هستیم که نه تنها یک رهبر سیاسی، بلکه یک سرمایه انسانی بیبدیل بود. کسی که در تلاطمات سیاسی، توازن روح را حفظ کرد، اما در مقابل با شرایطی دست و پنجه نرم مینمود که گویی در آن حقیقت کم شنیده و فرصتها کم دیده میشد. بزرگترین تراژدی تاریخ ما در سالیان اخیر این نبود که دشمنان بیرونی چه کردند، بلکه این بود که در درون کشور چه اتفاقاتی در جریان بود. رنج رهبر شهید محنت یک سیاستمدار یگانه بود که میدانست و میدید که راه نجات کجاست، اما برخی متولیان امر که همه ناکامیها را به نام او میزدند و کامیابیها را به نام خود یا دیگران، یا از روی نادانی یا از سر بدخواهی، پلهای ارتباطی خویش با حقیقت را تخریب میکردند و آن را پیروزی میانگاشتند! این نوشتار نه یک مرثیه سرایی که تلاش برای کالبدشکافی آن «رنجهای نادیده» است؛ رنجهایی که در لباس قدرت پنهان بودند و در میانه کردارهای ریاکارانه گم میشدند! میخواهیم بپرسیم چرا در حالی که ایشان با نگاهی جامع مسیر را نشان میداد، بخشی از فرصتهای طلایی یکی پس از دیگری از دست رفتند؟ چرا قسمتی از سرمایههای مادی و انسانی کشور، در اثر لجاجتهای سیاسی و ویژه خواریهای رایج تضییع شدند؟ این نوشتار تلاشی است برای بازشناسی ابعاد نادیده شخصیت رهبر شهید که سیاستمداری عارف و عارفی سیاستمدار بود، اما در دنیایی زندگی میکرد که تنها «قدرت» فهم میشد و «معنویت» در حاشیه قرار داشت؛ بیتردید چنین امری، دشواریهای کار او را دوچندان میکرد.
