آموزگاران با مشکلات جدی دست و پنجه نرم میکنند؛ پاسخ رئیس مرکز برنامهریزی منابع انسانی آموزشوپرورش به این بحران عباراتی کلی و غیرعملی است که راهحلی برای دشواریهای عمیق این قشر ارائه نمیدهد
جوان آنلاین: نظام آموزشی کشور مدتهاست با بحرانهایی جدی در مقطع ابتدایی مواجه است، بهویژه در تأمین و نگهداشت آموزگاران کارآمد. این بحرانها در حالی ادامه دارد که سند تحول بنیادین بهعنوان نقشه راه آموزشوپرورش، بر لزوم ایجاد مشوقهایی تأکید داشته تا آموزگاران بتوانند با انگیزه و اشتیاق در این مقطع مهم باقی بمانند، اما واقعیت تلخی که امروز این گروه از معلمان با آن روبهرو هستند، فاصله قابلتوجه میان سیاستهای وعده دادهشده و شرایط موجود است. آنها نهتنها از مشوقهایی که میتواند سختیهای شغلی را جبران کند، بیبهرهاند، بلکه با چالشهای متعدد و طاقتفرسا مواجه هستند.
معلمان ابتدایی موظفند هفتهای ۲۵ ساعت تدریس کنند، در حالیکه دیگر معلمان در مقاطع بالاتر تنها ۲۴ ساعت تدریس میکنند. این اضافهکاری اجباری در کنار الزام به حضور روزانه تا ظهر در مدارس و نداشتن امکان انتخاب شیفت کاری، به فشار شغلی آنها افزودهاست. علاوه بر این، آموزگاران ابتدایی باید کلاسهایی با جمعیت بالا، گاه حتی بیش از ۵۰ نفر، را مدیریت کنند که عمدتاً از کودکان زیر ۱۰سال تشکیل شده؛ چالشی که از نظر روانی و فیزیکی فشار زیادی بر آنها وارد میکند. این در حالی است که شرایط حقوقی و مزایای شغلی نیز نتوانسته پاسخی به این سختیها باشد. نبود ساختار عادلانه در پرداخت حقوق و فقدان مشوقهای انگیزشی برای رشد حرفهای، بسیاری از آموزگاران را به فکر ترک شغل یا انتقال به مقاطع بالاتر سوق دادهاست.
در چنین شرایطی، سند تحول بنیادین راهکارهایی همچون بهبود نظام حقوق و مزایا، ارائه مشوقهای مالی و حرفهای و ایجاد مسیرهای ارتقای شغلی برای آموزگاران را پیشنهاد دادهاست، اما این پیشنهادها اغلب در سطح سیاستگذاری باقی ماندهاند و هنوز برنامهای اجرایی برای عملی کردن آنها ارائه نشدهاست. علی باقرزاده، رئیس مرکز برنامهریزی منابع انسانی آموزشوپرورش، در پاسخ به این بحران، به روندهای بوروکراتیک استخدامی و سنجش صلاحیت حرفهای اشاره کردهاست، اما این توضیحات، بیش از آنکه پاسخی به مشکلات واقعی معلمان ابتدایی باشد، چیزی شبیه به «کلیات ابوالبقاء» است؛ عباراتی کلی و غیرعملی که راهحلی برای دشواریهای عمیق این قشر ارائه نمیدهد. حال این سؤال مطرح میشود که آیا آموزشوپرورش ارادهای برای اجرای تدابیر عملی و کاهش سختیهای آموزگاران دارد، یا همچنان سایه سیاستهای کلیگویی بر برنامهها سنگینی میکند؟!
نارضایتی شغلی معلمان ابتدایی
