«بی‌تقوایی» یک ملت را به زانو درمى‌آورد

تقوا، تقوا، تقوا. امر مهمی که واجب است هر هفته جامعه اسلامی در خطبه‌های نماز جمعه بدان دعوت شوند و این اهمیت تا بدان‌جاست که امیرالمؤمنین (ع) در دوران حکومت خود، مرتباً به تقوا امر می‌کنند تاحدی که به گفته رهبر شهید انقلاب «شاید کمتر موضوعی در نهج‌البلاغه به قدر تقوا مورد تأکید قرار گرفته است.»

تقوا، تقوا، تقوا. امر مهمی که واجب است هر هفته جامعه اسلامی در خطبه‌های نماز جمعه بدان دعوت شوند و این اهمیت تا بدان‌جاست که امیرالمؤمنین (ع) در دوران حکومت خود، مرتباً به تقوا امر می‌کنند تاحدی که به گفته رهبر شهید انقلاب «شاید کمتر موضوعی در نهج‌البلاغه به قدر تقوا مورد تأکید قرار گرفته است.»

جوان آنلاین: تقوا، تقوا، تقوا. امر مهمی که واجب است هر هفته جامعه اسلامی در خطبه‌های نماز جمعه بدان دعوت شوند و این اهمیت تا بدان‌جاست که امیرالمؤمنین (ع) در دوران حکومت خود، مرتباً به تقوا امر می‌کنند تاحدی که به گفته رهبر شهید انقلاب «شاید کمتر موضوعی در نهج‌البلاغه به قدر تقوا مورد تأکید قرار گرفته است.» (۱۳۸۷/۳/۰۱) این حد از تأکیدات نشانه اهمیت «تقوا» در نظام دینی است که لزوم مطالعه و مداقه در مفهوم تقوا را می‌رساند. رهبر شهید انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (ره) نیز بار‌ها و بار‌ها چه در جمع‌های عمومی و چه در دیدار با گروه‌های مختلف، جامعه را دعوت به تقوا کرده‌اند و از این‌رو گنجینه‌ای ارزشمند از بیانات ایشان در خصوص تقوا در دسترس است که جزئیات بسیار دقیق و مهمی از تقوا را در برمی‌گیرد. آنچه در ادامه از نظر می‌گذرد گوشه‌ای از بیانات کمتر خوانده شده ایشان می‌باشد که امید است مقبول افتد. 

 تقوا، گناه نکردن نیست

تقوا عبارت است از این‌که انسان متوجه خودش باشد؛ مواظب باشد که لغزشی به او دست ندهد؛ اشتباه نکند و غافل از وضع خودش و از سرنوشت و هدف و راه و تکلیفش نشود؛ مثل رانندگی در یک جاده پرپیچ و خم و لغزنده و خطرناک است که اگر غفلت و فراموش کردید که در چه وضعیتی هستید، ممکن است ساقط شوید. تقوا یعنی آن مراقبت و توجه دائمی که در افراد بالا به صورت یک ملکه یعنی یک خصلت غیر قابل انفکاک از انسان درمی‌آید؛ دائماً انسان توجه دارد… آدم متذکر این‌طور نیست که هرگز گناه و اشتباه نکند؛ چرا، ممکن است اشتباه و گناه هم بکند؛ آدم باتقوا این‌طور نیست که دستش به هیچ گناهی آلوده نشود؛ چرا می‌شود، اما فرق است بین گناه آدم باتقوا و آدم بی‌تقوا. گناه آدم بی‌تقوا مثل این است که پا بگذارد در یک سراشیب لغزنده تا آخر می‌لغزد. یک گناه، گناه دیگر را به دنبال خودش می‌آورد. گناه در دهان او مزه می‌کند؛ به گناه مجذوب می‌شود و قبح گناه از نظر او می‌رود؛ آدم بی‌تقوا این‌طوری است. اما آدم باتقوا وقتی گناه می‌کند، فوراً متوجه می‌شود؛ می‌فهمد اشتباه کرده و سعی می‌کند جبران کند: «انّ الّذین اتقوا اذا مسّهم طائف من الشّیطان تذکروا فاذا هم مبصرون» (اعراف/۲۰۱)؛ متقی این‌طور است؛ مجرد این‌که به تعبیر قرآن شیطان او را «مس» کرد؛ یعنی آلوده به وسوسه شیطانی شد، فوراً متوجه می‌شود که اشتباه کرد، در جاده لغزنده سراشیب نمی‌افتد که برود تا اسفل سافلین، بلکه خودش را نگه می‌دارد؛ کنترل می‌کند. آدم باتقوا و متذکر، مثل کسی است که جریان تندی او را به طرفی می‌کشاند و او باید در خلاف جهت آن جریان شنا کند تا به ساحل نجات برسد. یک لحظه غافل شدن، دست بازداشتن، تنبلی کردن، مشغول شدن به تماشای این‌ور و آن‌ور، او را مبالغ زیادی به عقب خواهد برد. آن جریان تند در زندگی ما، غرایض، هوی‌ها، شهوات و تمایلات بشرى ضد تکاملی ماست که ما را به سمت عقب می‌کشانند. اگر ما متوجه و متذکر باشیم تا یک خُرده عقب رفتیم، فوراً می‌فهمیم که اشتباه کرده‌ایم؛ بنا می‌کنیم باز شناکردن و دست و پا زدن و به جلو رفتن، اما اگر باتقوا و متذکر نباشیم، وقتی عقب رفتیم، غافل می‌شویم و نمی‌فهمیم که جریانی دارد ما را با خود می‌برد؛ بلکه، چون تکان نمی‌خوریم و دست و پا نمی‌زنیم، احساس راحتی هم می‌کنیم؛ خودمان را ول می‌کنیم در دست جریان و یک وقت متوجه می‌شویم که می‌بینیم نزدیک گرداب یا در درون گردابیم و دیگر کاری از ما ساخته نیست. (تلخیص بیانات در روز ۲۹ ماه مبارک رمضان؛ ۷/۳/۱۳۶۶)

تقوا، یعنی لحظه به لحظه خود را پاییدن

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *