کارشناسان هشدار میدهند اثرات مخرب تنبیه بدنی دانشآموزان تا بزرگسالی آنها ادامه پیدا میکند، در مقابل آموزش و پرورش در برابر درخواست توضیح، درباره سازوکار نظارت بر صلاحیت معلمان سکوت کرده و اداره کل ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات این وزارتخانه حاضر به پاسخگویی سؤالات «جوان» نشدهاست
جوان آنلاین: تا همین هفتاد، هشتاد سال پیش معروف است و خیلی هم معروف است که مردمان در شهر میگشتند و هر مکتبخانهای را که با ترکه چوب، بیشتر بر سر و روی شاگرد میزد و اثر کبودی آن دیده میشد، برای تحصیل فرزندانشان انتخاب میکردند و پول بیشتری میدادند تا بچه اینگونه تعلیم شود! بعد هم از سعدی علیهالرحمه یاد میکردند که در داستانی فرموده وقتی اولیای یک مدرسه، «معلم ترشروی تلخگفتار بدخوی مردمآزار» را اخراج کردند و کرسی معلمی را به «پارسای سلیم نیکمرد حلیم که سخن جز به حکم ضرورت نگفتی و موجب آزار کس بر زبانش نرفتی» سپردند، اوضاع چنان شد که «کودکان را هیبت استاد نخستین از سر برفت و معلم دومین را اخلاق ملکی دیدند و یکیک دیو شدند. به اعتماد حلم او ترک علم دادند. اغلب اوقات به بازیچه فرا هم نشستندی و لوح درست ناکرده در سر هم شکستندی»! و خلاصه بله «استاد معلم چو بود بیآزار/ خرسک بازند کودکان در بازار» و دستآخر همچون سعدی نتیجه میگرفتند که «پادشاهی پسر به مکتب داد/ لوح سیمینش بر کنار نهاد/ بر سر لوح او نبشته به زر/ جور استاد به ز مهر پدر»! اما نه سعدی از نظام تعلیموتربیت انتظار مشت و لگد زدنها و با کابل سیاهکردنها را داشت و برداشتی اینچنین از نکته سعدی مغالطه است و نه رسوم و سنتهای قدیم را میتوان ادامه داد و نه چنین چیزی در گذشته غلبه داشته، بلکه مهر و عطوفتها بیشتر هم بودهاست و نه اینکه خلاصه معلمی که نتواند با بچههای هر دوره از زمان بسازد و دوستی کند و کنار بیاید، میتواند در این زمانه به کار ادامه دهد. این است که کتکزدن بچهها هرچند زیاد نیست، اما آنچه گهگاه منتشر میشود هم تأسفبار است و باید آموزشوپرورش برای عصر جدید تعلیموتربیت آماده شود.
هر بار که خشونت در کلاسهای درس رخ میدهد، زخمی تازه بر پیکر آموزش وارد میشود. به تازگی فیلمی در فضای مجازی منتشر شده که قلبها را به درد آورده است؛ معلمی مسن، در برابر چشمان حیرتزده دانشآموزان، نوجوانی را با سیلی و لگد تنبیه میکند. معلمی که باید تجربه زیادی در نحوه برخورد با دانشآموزان داشته باشد. این فیلم تلخ اما، تنها یک حادثه نیست، بلکه یادآور زخمی کهنه است؛ تکرار تنبیه بدنی در مدارس. با وجود ممنوعیت قانونی، این رفتار همچنان در برخی کلاسها تکرار میشود و فضای آموزش را از محیطی امن، به میدان خشم و ناکامی بدل میکند. هر بار، دانشآموزان ترس و بیپناهی را تجربه میکنند، مردم خشمگین میشوند، مسئولان وعده میدهند، اما این چرخه دردناک همچنان ادامه دارد. چقدر دیگر باید شاهد این وقایع باشیم؟ به نظر میرسد نیازمند نظارت سختگیرانهتر، آموزش اصولیتر برای معلمان و اجرای جدیتر قوانین در این خصوص هستیم. بدون شک دانشآموزان، آینده جامعهاند. حال اگر جامعهای کودکان و نوجوانان خود را از یاد ببرد، در حقیقت آینده خود را گم کردهاست.
معلم حرفهای خشونت ندارد
در دنیای پیچیده تعلیم و تربیت، رسانهها نقش اساسی در انعکاس مشکلات آموزشی دارند. سیدمحمد مرد، دکترای مدیریت آموزشی در گفتوگو با «جوان» به این موضوع اشاره میکند که رسانهها، اغلب مسائل آموزشوپرورش را در چارچوبی ساده و قابلفهم ارائه میدهند، اما این روند ممکن است به زیان نظام آموزشی تمام شود: «جامعه دوست دارد که مسائل پیچیده را خلاصه کند تا فهم آنها آسانتر شود، اما این نگاه سطحی، مشکلات اصلی را از دیدهها پنهان میکند.»
