معرفی کتاب انسان ۲۵۰ ساله، حلقه دوم: این کتاب، حاصل گردآوری بیانات و مجموعهای از دستنوشتههای امام شهید، آیت الله العظمی سیدعلی حسینی خامنهای اعلی الله مقامه الشریف و نگاهی یکپارچه به سیره سیاسی و روش مبارزاتی ائمه علیهم السلام است. کتاب توسط موسسه ایمان جهادی گردآوری، تنظیم و منتشر میشود. مطالعه این کتاب، افق نگاه علاقهمندان به زندگی سیاسی و مبارزاتی ائمه را عمق میبخشد و برخی دیدگاههای نادرست رایج در اینباره را اصلاح میکند. لذا مطالعه این کتاب به همه علاقهمندان و محققان توصیه میشود. در ادامه، به معرفی کتاب انسان ۲۵۰، حلقه دوم میپردازیم و موضوع و محتوای آنرا مرور میکنیم.
زندگی ائمه علیهمالسلام را ما باید بهعنوان درس و اسوه فرابگیریم، نهفقط بهعنوان خاطرههای شکوهمند و ارزنده؛ و این، بدون توجه به روش و منش سیاسی این بزرگواران، ممکن نیست […] زندگی این بزرگواران، علیرغم تفاوت ظاهری – که بعضی، حتی میان برخی از بخشهای این زندگی احساس تناقض کردهاند – در مجموع، یک حرکت مستمر و طولانی است که از سال دهم، یازدهم هجرت شروع میشود و ۲۵۰ سال ادامه پیدا میکند و به سال دویستوشصت – که سال شروع غیبت صغری است – در زندگی ائمه خاتمه پیدا میکند. این بزرگواران یک واحدند، یک شخصیتند […] باید یک انسانی را فرض کنیم که ۲۵۰ سال عمر کرده و در سال یازدهم هجرت در یک راهی قدم گذاشته و تا سال دویستوشصت هجری این راه را طی کرده. تمام حرکات این انسان معصوم با این دید قابل فهم و قابل توجیه خواهد بود […]
همه ائمهعلیهمالسلام، همهشان بهمجرد اینکه بار امانت امامت را تحویل میگرفتند، یکی از کارهایی که شروع میکردند یک مبارزه سیاسی بود، یک تلاش سیاسی بود برای گرفتن حکومت […] آنهایی که با ائمه ما مخالفت میکردند، آنها را مسموم میکردند، مقتول میکردند، زندان میانداختند، محاصره میکردند، دعوایشان بر سر داعیه حکومت ائمهعلیهمالسلام بود. اگر ائمه داعیه حکومت نداشتند، ولو علوم اولین و آخرین را هم به خودشان نسبت میدادند، اگر بحث قدرت سیاسی نبود، داعیه قدرت سیاسی نبود، هیچگونه تعرضی نسبت به آنها انجام نمیگرفت، لااقل به این شدت انجام نمیگرفت؛ اصلا مسئله این است.
همه ائمهعلیهمالسلام، همهشان بهمجرد اینکه بار امانت امامت را تحویل میگرفتند، یکی از کارهایی که شروع میکردند یک مبارزه سیاسی بود، یک تلاش سیاسی بود برای گرفتن حکومت […] آنهایی که با ائمه ما مخالفت میکردند، آنها را مسموم میکردند، مقتول میکردند، زندان میانداختند، محاصره میکردند، دعوایشان بر سر داعیه حکومت ائمهعلیهمالسلام بود. اگر ائمه داعیه حکومت نداشتند، ولو علوم اولین و آخرین را هم به خودشان نسبت میدادند، اگر بحث قدرت سیاسی نبود، داعیه قدرت سیاسی نبود، هیچگونه تعرضی نسبت به آنها انجام نمیگرفت، لااقل به این شدت انجام نمیگرفت؛ اصلا مسئله این است.
ارزش و عظمت زینب کبری، به خاطر موضع و حرکت عظیم انسانی و اسلامی او بر اساس تکلیف الهی است. کار او، تصمیم او، نوع حرکت او، به او اینطور عظمت بخشید […] قبل از حرکت به کربلا، بزرگانی مثل ابنعباس و ابنجعفر و چهرههای نامدار صدر اسلام، که ادعای فقاهت و شهامت و ریاست و آقازادگی و امثال اینها را داشتند گیج شدند و نفهمیدند چهکار باید بکنند؛ ولی زینب کبری گیج نشد و فهمید که باید این راه را برود و امام خود را تنها نگذارد؛ و رفت.
