میخواستم سوگ را از نگاه یک کودک روایت کنم

کارگردان انیمیشن کوتاه «مادربزرگم لیلی»، تلاش کرده تجربهای شخصی را از نگاه کودکی مشاهدهگر روایت کند. کودکی که پیش از تحلیل مرگ، جزئیات خانه و لحظههایش را به خاطر میسپارد.

به گزارش روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، کارگردان انیمیشن کوتاه «مادربزرگم لیلی»،تلاش کرده تجربهای شخصی را از نگاه کودکی مشاهدهگر روایت کند. کودکی که پیش از تحلیل مرگ، جزئیات خانه و لحظههایش را به خاطر میسپارد.
فاطمه حقیقی، کارگردان انیمیشن «مادربزرگم لیلی»، درباره شکلگیری ایده این اثر به «جوان» گفت: ایده اولیه فیلم از تجربه زیسته و مواجهه با سوگ و فقدان شکل گرفت. دغدغهای که برای من همچنان جدی است و با خاطره و از دست دادن پیوند دارد. در مواجهه با جهان واقعی و اتفاقات اطرافم، از علاقه مادربزرگم به ماهی قرمز کوچکش تا بیماری پدرم و آوردن دستگاه تنفس به خانه، بهتدریج ایده فیلم شکل گرفت.
وی افزود: در همان دوران، چیزهایی را که میدیدم و در ذهنم بود، یادداشت و طراحی میکردم تا اینکه یک جمله به ایده اصلی فیلم تبدیل شد: «با هر نفس، آب دستگاه تنفس مامانلیلی کم و کم میشود.» از همینجا ارتباط میان دستگاه تنفس، ماهی قرمز و مادربزرگ شکل گرفت؛ هرچه تنفس کمتر میشد، ماهی قرمز نیز به مرگ نزدیکتر میشد و این تصویر برایم به یک ایده بصری تبدیل شد. ماهی قرمز برای من نمادی از زنانگی و پیوند میان مادربزرگ و مادر بود.
حقیقی ادامه داد: همه این تجربهها در نهایت به این فکر رسید که سوگ را از نگاه یک کودک روایت کنم. کودکی که در سن کم، بیماری و از دست دادن مادربزرگش را چگونه میبیند و درک میکند. «مادربزرگم لیلی» از همین مشاهده جهان، تجربه سوگ و تلاش برای تبدیل این تجربه شخصی به یک اثر شکل گرفت.
