مکتبِ «صبح جمعه»؛ شاگرد خوبی که فقط پاسخگویی را یاد نگرفت

اقتصاد ایران این روزها به کمترین تلنگری واکنش نشان می‌دهد. سفرهٔ مردم آن‌قدر نازک شده که یک تیتر، یک نشست خبری و حتی یک جملهٔ نسنجیده کافی است تا بازار بلرزد و قیمت‌ها جابه‌جا شوند. در چنین وضعیتی، خبر «رهاسازی قیمت بنزین» — آن هم در استانی پهناور، مرزی و غیورنشین مانند کرمان — چیزی کمتر از انداختن کبریت در انبار باروت نبود.

اقتصاد ایران این روزها به کمترین تلنگری واکنش نشان می‌دهد. سفرهٔ مردم آن‌قدر نازک شده که یک تیتر، یک نشست خبری و حتی یک جملهٔ نسنجیده کافی است تا بازار بلرزد و قیمت‌ها جابه‌جا شوند. در چنین وضعیتی، خبر «رهاسازی قیمت بنزین» — آن هم در استانی پهناور، مرزی و غیورنشین مانند کرمان — چیزی کمتر از انداختن کبریت در انبار باروت نبود.

بل

گروه اقتصادی اقتصاد ایران این روزها به کمترین تلنگری واکنش نشان می‌دهد. سفرهٔ مردم آن‌قدر نازک شده که یک تیتر، یک نشست خبری و حتی یک جملهٔ نسنجیده کافی است تا بازار بلرزد و قیمت‌ها جابه‌جا شوند. در چنین وضعیتی، خبر «رهاسازی قیمت بنزین» — آن هم در استانی پهناور، مرزی و غیورنشین مانند کرمان — چیزی کمتر از انداختن کبریت در انبار باروت نبود.

به گزارش بولتن نیوز خبر منتشر شد، فضای عمومی ملتهب شد، و سپس با سرعت عمل و هوشیاری مدیران استانی و کشوری، ماجرا جمع شد. آنچه اما جمع نشد، پرسش اصلی است: این تصمیم از کجا آمد و چه کسی آن را نوشت؟

هیچ سیاست انرژی‌ای در یک بعدازظهر و روی میز یک معاون استاندار زاده نمی‌شود. رهاسازی قیمت حامل‌های انرژی — حتی در مقیاس یک استان و به‌عنوان «پایلوت» — نیازمند زنجیره‌ای طولانی است: مطالعهٔ کارشناسی، مصوبهٔ ستادی، هماهنگی با شرکت ملی پخش، توجیه بودجه‌ای، و مهم‌تر از همه، همراه‌سازی سیاسی در مجلس و کمیسیون تخصصی انرژی.

منبع  : بولتن نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *