
گروه اجتماعی بعدازظهر و شبِ ۲۱ مرداد ۱۴۰۵ یکی از آن ساعتهایی بود که ماشین قدرت در ایران، ناخواسته، درِ موتورخانهاش را باز میگذارد. از یک سو معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار کرمان اعلام کرد بنزین با «نرخ تمامشدهٔ پالایشگاهی» — لیتری ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان — از بامداد پنجشنبه در ۲۰۴ جایگاه استان عرضه میشود؛ در قالب طرحی که سه سهمیهٔ ۱۵۰۰، ۳۰۰۰ و ۵۰۰۰ تومانی را با یک نرخ چهارمِ آزاد و بیسقف تکمیل میکرد. از سوی دیگر، در همان روز — روزی تعطیل — مصطفی سالاری از مدیرعاملی سازمان تأمین اجتماعی، بزرگترین نهاد رفاهی و یکی از بزرگترین قدرتهای اقتصادی کشور، برکنار شد و غلامحسین محمدی بهعنوان سرپرست جای او نشست.
به گزارش بولتن نیوز چند ساعت بعد، ماجرای بنزین «تکذیب» شد؛ استاندار کرمان گفت «هیچ تغییری در نرخ بنزین اتفاق نیفتاده است» و طرح متوقف شد. اما آنچه متوقف نشد، معنایی بود که این دو خبر در همسایگی هم تولید کردند: در ایران ۱۴۰۵، تصمیمهای سرنوشتساز اقتصادی و جابهجاییهای سرنوشتساز مدیریتی، از یک لولهٔ مشترک بیرون میآیند؛ لولهٔ ترسِ صاحبان قدرت از دست دادن قدرت.
دربارهٔ آن عدد حرف بزنیم
