
خبرگزاری میزان – رمان دارخلو داستان زندگی خانوادهای فقیر از روستایی دورافتاده و کوهستانی را در اوایل دهه شصت روایت میکند. این خانواده گاوی خریداری میکنند تا امور زندگیشان را بگذارنند، اما بعد از مدتی گاو به سرقت میرود و زندگی خانواده در آستانه فروپاشی قرار میگیرد؛ بنابراین مرد برای پیدا کردن حیوان به دل کوه و صحرا میزند. در طول این مدت هم مرد و هم خانواده او با اتفاقات عجیب و غریبی دست و پنجه نرم میکنند.
رمان که «دارخلو» نامگذاری شده، به گویش محلی «ایمان ویسی» نویسنده اثر که از اهالی لردگان است به معنای «درخت خمیده» است. در رمان نیز درخت بلوطی خمیده و کهنسال در ابتدای روستا بالای تپهای قرار دارد که از نظر اهالی روستا مقدس شمرده میشود و معتقدند گنجی زیر پای آن چال شده است. اتفاقات مهم و مرموز روستا هم در حول و حوش این درخت روی میدهد.
«دارخلو» زبان و داستانی ساده دارد، اما تعلیق و پیچیدگی هم دارد. سوالاتی که برای خواننده در طول خوانش داستان پیش میآید و فضای معمایی اثر، او را تا پایان با خود همراه میکند.
