کسی گفت «معلوم نیست شماها کجایی هستید؟» و من با خودم گفتم معلوم نیست دوباره برای آزادسازی چند قلب، چند گوش و چند چشم آمدهاید؟
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجو از شیراز، «فاطمه قاسمی»، کسی گفت «معلوم نیست شماها کجایی هستید؟» و من با خودم گفتم ببینم چه چیزهای دیگری ممکن است معلوم نباشد؟
معلوم نیست چند چشم برای دوباره دیدنتان ثانیه شماری کرده است؟ معلوم نیست از کدام شهر برای دفاع از کدام شهر سر از پا نشناختید؟
معلوم نیست چه روزهایی خورشید از تن های بی جانتان نور طلب می کرده؟ معلوم نیست چه ناله هایی در پشت کدام خاکریز و سنگر و یا کدام اشک در کدام روضه حاجت روایتان کرد؟
