باور دارم ایده دور کردن توجه ایالاتمتحده از خاورمیانه همواره یک هدف گذراست، چون خاورمیانه از نظر تاریخی اهمیت دارد، نه فقط برای نفت و گاز، بلکه به دلیل موقعیتش، جغرافیا، جایگاهش، مسیرهای حملونقل برای بقیه جهان، جدای از نقش اسرائیل در منطقه و آنچه در آینده اتفاق میافتد
جوان آنلاین: گفتوگوی جدید رابرت گیتس، وزیر دفاع پیشین امریکا با فارین افرز دارای نکاتی قابل توجه درباره جنگ اوکراین و همچنین وضعیت کنونی خاورمیانه و آینده امریکا در آن است. گیتس هشدار میدهد اکنون امریکا با خطرناکترین چشمانداز ژئوپلتیکی دهههای اخیر دست به گریبان است و ناکارآمدی ساختار سیاست دورنگه داشتن امریکا از خاورمیانه را که بیش از یک دهه قدمت دارد، زیر سؤال برده و آن را ناممکن میداند. خلاصه گفتگو را بخوانید.
به نظر میرسد احتمال اختصاص بسته کمک اضافی به اوکراین از سوی امریکا به دلیل ناکارآمدی کنگره، روزبهروز بیشتر میشود. به نظر شما، عدمتصویب این بسته، چه پیامدهایی برای جنگ در اوکراین و برای رهبری امریکا در جهان خواهد داشت؟
نکته جالب توجه این است که در واقع، عدمتصویب این بسته یا یک بسته مشابه نه تنها بر اوکراین تأثیر میگذارد، بلکه همچنین بر اسرائیل، بر کمکهای انسانی به غزه و بر تایوان هم تأثیر میگذارد، بنابراین پیامدهای این ناکارآمدی بسیار فراگیر است، البته درباره جنگ روسیه و اوکراین، فکر میکنم این پیامد بسیار خطرناکتر باشد. ما در نقطهای هستیم که اوکراینیها در حالت دفاعی قرار گرفتهاند. من این را الزاماً به عنوان یک بنبست در جنگ ارزیابی نمیکنم، زیرا روسیه در شرق بسیار تهاجمی است. آنها اکنون بیش از هر زمان دیگری در طول این جنگ، به تمرکز نیرو در شرق اوکراین دست زدهاند. روسیه بر خواستههای حداکثری خود پافشاری میکند. کسانی که با افراد درونی حلقه پوتین صحبت کردهاند، میگویند که او اصرار دارد اوکراین نه تنها این چهار منطقه در شرق کشور بلکه ساحل جنوبی تا اودسا را نیز واگذار کند. همچنین تغییر حکومت در کییف، جایگزینی یک حکومت طرفدار روسیه و تعهد اینکه اوکراین هرگز به اتحادیه اروپا یا ناتو نپیوندد، موارد دیگری است که پوتین خواستار آن است، پس این چشماندازی است که کنگره در برابر ما قرار داده است.
یکی از انتقادات برخی مخالفان کمکها این است که نه اوکراین و نه حامیانش در دولت بایدن، نظریه و چشماندازی روشن برای پیروزی در جنگ اوکراین تعریف نکردهاند یا واقعاً یک راهبرد معتبر ندارند.
استیو هدلی (Steve Hadley) مقالهای را در روزنامه وال استریت ژورنال منتشر کرد که به نظرم یک راهبرد قانعکننده است. این راهبرد میپذیرد که احتمالاً این جنگ به یک آتشبس نخواهد رسید و اوکراینیها هم قادر به دفع نیروهای روسی نخواهند بود، اما در کل، از اوکراینیها خواسته میشود با برخورداری از منابع لازم، به یک راهبرد دفاعی در شرق کشور روی آورند تا اطمینان حاصل شود که روسها نمیتوانند با نیروهایی که گردآوردهاند، به پیشروی در این مناطق دست یابند، پس باید بر دفاع از آنچه در اختیار دارند، تمرکز کنند و حمایت گسترده در زمینه تجهیزات نظامی، به آنها توانمندی بیشتری خواهد داد تا به اهداف نظامی روسیه حمله کنند، به ویژه در کریمه و همچنین در غرب روسیه که این نیروها را تدارک میبیند. همزمان میتوان مسیر عضویت اوکراین در ناتو را مشخص کرد و از اوکراین خواست روی بازسازی صنایع دفاعی خود تمرکز کند، البته این یک راهحل برای مشکل کنونی نیست. هیچ راهحلی برای این مشکل به جز خروج روسیه از سرزمینهای اوکراین وجود ندارد که این هم رخ نخواهد داد. با این همه، نکته جالب این است که بخشی از این جنگ که میتواند دردسرهایی واقعی برای پوتین فراهم کند، تحمیل تلفات سنگین یا ویرانی قابل توجه در کریمه است که بسیار برای او تعیینکننده است، بنابراین فکر میکنم استیو هدلی و همکارش یک راهبرد بسیار خوب ارائه دادهاند، اما همانند هر راهبرد معقول دیگر، تحقق این رویکرد هم نیاز به کمک بیشتری دارد، به خصوص کمک نظامی بیشتر تا اوکراین بتواند در برابر پوتین سرپا بماند. اگر ما هیچ کاری انجام ندهیم، نیروهای روسیه در نهایت در شرق اوکراین پیشروی خواهند کرد. بدون کمک نظامی قابل توجه به اوکراینیها، این یک نتیجه ناگزیر خواهد بود و پیامدهای بلندمدت گرانی برای اروپا- و در واقع، برای امنیت جهانی- خواهد داشت.
یک مکتب فکری دیگر هم هست، به ویژه در بخشهایی از محافل سیاست خارجی جمهوریخواه، از جمله افراد نزدیک به رئیسجمهور سابق- و شاید آینده- ترامپ که ادعا میکنند اوکراین واقعاً حاشیهسازی برای چالش بزرگتری است که امریکا در اقیانوس آرام با چین دارد.
طعنه ماجرا این است که کسانی که این دیدگاه را مطرح میکنند، هماکنون دارند هم در مخالفت با حمایت از تایوان و هم اوکراین رأی میدهند، پس کجای این کار سازگاری منطقی دارد؟ فکر میکنم مشکل این خط فکری این است که درهمپیوستگی مسائل مختلف جهان را نمیبیند و این چیزی است که بارها در گذشته هم شاهد آن بودهایم. به عنوان مثال، پوتین بزرگترین بهرهبردار بینالمللی از حمله حماس به اسرائیل بود، زیرا مناقشه در خاورمیانه، توجه جهانی به جنگ اوکراین را دور کرد. شی جینپینگ هم به همچنین، زیرا به او در رابطه با ایران کمک میکند، اما همچنان توجه ایالاتمتحده را از شرق دور میکند، پس مشکل این است که نمیتوانم باور کنم کسانی فکر کنند عدمایستادگی ایالاتمتحده در کنار اوکراین باعث آسیب به اعتماد تایوان به ایالاتمتحده نخواهد شد- و نیز به اعتماد سایر متحدان ما در اقیانوس آرام آسیب نخواهد زد. اگر ایالاتمتحده با متحدان ناتو در سدکردن راه این تهاجم در اروپا همکاری نکند، چرا کسی در آسیا اعتماد کند که ما برای تایوان خواهیم ایستاد. ناکامی در حمایت از اوکراین و سپس احتمال تسخیر اوکراین از سوی روسیه، یک پسرفت گرانسنگ راهبردی خواهد بود و بسیار سادهانگارانه است که فکر کنیم چنین پیامدی بر اندیشههای شیجین پینگ درباره آنچه ما در تایوان انجام خواهیم داد، تأثیر نمیگذارد.
